تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
قبل نفس خود نكرد تا كسى را درين تمسّكى باشد بلكه سؤال از قبل قوم بود چنان كه قرآن مجيد بدان ناطق است :
فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
، و قالوا
لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً
. . . ،
أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا
، اين معنى با سفيهان حوالت كرد امّا آنكه گفت : أرنى ، بنما به من تا بنگرم ، اين از بهر آن گفت كه : او سفير قوم بود و يكى از بهر غيرى با پادشاهى سخن گويد در باب شفاعت او از خود گويد و منت بر خود نهد ، اگر گويند كه : برين قاعده روا باشد كه پيغمبر مستحيلات خواهد ، گوئيم : روا باشد چون داند كه در جواب لطف باشد بعضى مكلّفان را ، و ديگر چون موسى عليه السّلام دانست كه اگر جوابى از قبل خود گويد : حسم مادّهء شبهت قوم او نباشد ، و قطع شبهت در جوابى بود كه از قبل ربّ العرّه بود ، از آن سبب سؤال كرد چنان كه در اخبار آمده است كه : موسى را گفتند كه : از خداى تعالى بپرس تا او بخسبد يا نه ؟ - موسى عليه السّلام گفت : محال مگوئيد خواب بر خداى تعالى روا نبود ، ايشان گفتند : تا جواب چه آيد ؟ - موسى گفت : بار خدايا ميدانى كه ايشان چه ميگويند حق سبحانه و تعالى وحى كرد بموسى و گفت : اين سائلان را حاضر كن و دو قدح از آب پر كن و بدست گير تا ايشان را اين حال روشن گردد ، موسى همچنين كرد يك ساعت بگذشت خواب بر وى غالب آمد و دستش بر هم آمد و قدحها بشكست و آب ريخته شد از خواب در آمد قدحها شكسته ديد و آب ريخته ، جبرئيل آمد و گفت : خداى تعالى ميگويد كه : اگر من بخسبم آسمان و زمين را كه نگاه دارد ؟ ! تو دو قدح نگه نتوانى داشتن ، ايشان را يقين حاصل شد و شبهت زائل شد . و ديگر آنكه مراد به « رؤيت » علم ضروريست و رؤيت بمعنى علم بسيار آمده است پس معنى اين بود كه : بار خدايا مرا به خود شناسا گردان باظهار بعضى آيات تا من ترا بشناسم چنان كه كسى كسى را ببيند ؛ چنان كه در حديث آمده است كه : سترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر ، خداى تعالى جواب داد كه بر اين طريق تو مرا نتوانى شناخت و قوّت تو احتمال اين آيت نتواند كرد و ليكن بكوه بنگر تا من آيتى از آن بر كوه طور ايراد كنم اگر ثابت شود و قرار گيرد براى تجلّى آن آيت ؛ تو طاقت آن توانى داشتن ، چون كوه را آيتى از آيات خداى ظاهر گشت كوه