را خرد و مرد « 1 » كرد موسى بيهوش بيفتاد از آنچه ديد چون با هوش آمد گفت : بار خدايا تو منزّهى از آنكه ترا برين وجه توان شناخت من توبه كردم و اوّلين كسىام كه معترف و مؤمن باشد بعظمت و جلال تو ، و خداى تعالى بجواب « لن ترانى » گفته است و « لن » نفى مستقبل را بود و قيامت مستقبل باشد پس در قيامت نيز نتوان ديد ، و نيز رؤيت را باستقرار كوه معلّق كرد و استقرار جبل نبود پس رؤيت هم نباشد ، و نيز موسى عليه السّلام تنزيه كرد و توبه كرد از سؤال رؤيت اگر رؤيت ايمان بودى چگونه از ايمان توبه كردى ؟ ! و توبهء پيغمبران بنزديك ايشان از گناه صغيره بود يا از كبيره و مثبتان رؤيت كبيره بر پيغمبران روا دارند پس بهر حال كه باشد اين سؤال يا كبيره باشد يا صغيره و بنزديك ما توبهء پيغمبران از فعلى بود كه ترك آن اولىتر بود ، جنيد را پرسيدند كه : موسى چرا گفت كه : من اوّلين مؤمنانم و پيش ازو مؤمنان بودهاند ؟ - گفت : مراد آن است كه اوّل كسى كه سؤال رؤيت كرد من بودم پس اوّل كسى كه ايمان آورد به آن كه خداى را نتوان ديد وى باشد .
ابن عباس گفت كه : چون موسى عليه السّلام بكوه طور شد بميقات حقّ تعالى وى را گفت : اى موسى بچه آمدهء ؟ - گفت : براى هدى آمدهام « 2 » ، بار خدايا از بندگان كه را دوستر دارى ؟ - گفت : آنكه مرا ياد دارد و فراموش نكند ، گفت : بار خدايا كدام بندهء تو قاضىتر است ؟ - گفت : آنكه حكم به حق كند و متابعت هوى نكند ، گفت : بار خدايا كدام بنده عالمتر است ؟ - گفت : آنكه علم خود با علم مردمان اضافه كند . ابن مسعود گفت : چون خداى تعالى موسى را مقرّب گردانيد و حجابها برداشت نگاه كرد بندهء را ديد در سايهء عرش گفت : بار خدايا اين بنده كيست ؟ - گفت : آنكه بر مردمان حسد نبرد ، و با مادر و پدر نيكوئى كند ، و سخن چينى نكند ، گفت : بار خدايا از بندگان تو كدام نيكو عملتر است ؟ - گفت : آنكه زبانش دروغ زن نباشد ، و فرجش زانى نباشد ، مؤمنى
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « خرد و مرد بضم اول و ميم اين لغت از اتباع است بمعنى ته بساط و چيزهاى سهل و ريزه باشد و در مؤيد الفضلا خرد و مرد به او او معدوله در ثانى بمعنى ريزه ريزه و ترجمهء تكسر نوشتهاند » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح باضافهء اين عبارت : « حق تعالى گفت : يافتى اى موسى آنگه موسى گفت » .