به هيچ چيز لايق نيست الّا آنكه تو منزّهى از آنكه چشم بينندگان ترا دريابد و هم در اين كتاب آوردهاند كه واقدى گفت كه : چون موسى بيفتاد و بيهوش شد فرشتگان آسمانها ميگفتند : ما لابن عمران و سؤال الرّؤية : و هم درين كتاب آورده است كه : فرشتگان مىآمدند و لگد بر وى ميزدند و ميگفتند : يابن النّساء الحيض أطمعت فى رؤية ربّ العزّة ، و اين اخبار اگرچه واهى و ضعيف است امّا چون گفتهء ايشان است بر ايشان حجّت بود . اگر خطاب فرشتگان با چون موسى كليمى و كريمى اين باشد كه شنيدى با آنكه او حاكى بود و ليس على الحاكى حرج ، پس جواب خواجه كه از ميان جان و صميم اعتقاد گويد چگونه باشد ؟ و چون خواهد بودن ؟ ! موسى عليه السّلام سؤال رؤيت از
هامش
أثنيت على نفسك فى كتابك المنزل على نبيك المرسل سيد الاخيار و امام الابرار محمد المختار ، لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار » .
هم در اين كتاب آورده :
واقدى گفت : چون موسى ( ع ) بيهوش افتاد آن فرشتگان آسمانها گفتند : ما لابن عمران و سؤال الرؤية ؟ ! پسر عمران تو را با سؤال رؤيت چكار ؟ !گرانده دل نه اختيار است ترا * با آنكه نه كار است چه كار است تراهمانا اگر دستورش بودى در خلال آن احوال بگفتى كه دانستم كه : اين تمناى محال خود كار كسى بود كه كارش نبود .
هم در اين كتاب آورد : و هم در تفسيرش كه : چون موسى ( ع ) بيفتاد بيهوش ؛ آن فرشتگان مىآمدند و لگد در او مىزدند و ميگفتند . يابن النساء الحيض أطمعت فى رؤية رب - العزة ، اى پسر زنان حيض رسيده طمع داشتى تا خداى عزيز را ببينى ؟ ! و اين خبر اگرچه بنزد ما واهى و ضعيف است چه از گفتهء مخالف است بر او آوردم تا بر او حجت باشد اگر خطاب فرشتگان با چو موسى پيغمبر كريمى كليمى مقربى اين باشد كه شنيدى با آنكه او حاكى بود ؛ و ليس على الحاكى حرج ، پس جواب آن كس كه از ميان جان و صميم اعتقاد و عقد ضمير گويد چه بود ؟ ! اگر شكايت تا آنجا رسيد كه ميشنوى تا نكايت خواجه تا كجا خواهد رسيد ؟ ! اگر گويند : اين آيه دليل جواز رؤيت مىكند ؟ ! از آنجا كه موسى عليه السّلام از خدا بخواست » ( تا آخر بيانات او كه از اينجا ببعد مشتمل بر تحقيقات نفيسهء بسيار گرانمايه است كه مقام گنجايش ذكر آنها را ندارد هر كه طالب تحقيق در اين موضوع باشد به آن كتاب شريف كه گنج پر از گوهر شاهوار و درياى پر از مرواريد آبدار است مراجعه كند ) » .