تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
و لباس ايشان چون درفش آتش بود « 1 » هر گه كه تسبيح كردندى اين فرشتگان همه تسبيح كردندى تسبيح ايشان اين بود كه : سبّوح قدّوس ربّ العزّة ابدا لا يموت ، موسى را عليه السّلام خوف از حدّ بگذشت و زبان بر گشاد بايشان بتسبيح و گفت : بار خدايا بنده‌ات را پسر عمران فراموش مكن ، بار خدايا من ندانم كه ازين ميدان جان بكنار برم يا نه ؟ بار خدايا اگر بروم بسوزم و اگر بايستم بميرم ، رئيس فرشتگان گفت : اى موسى صبر كن آن را كه خواستى همانا كه خوفت بغايت رسيد و دلت را قرار نماند ، آنگه فرشتگان آسمان هفتم را گفت : حجاب برداريد و اندكى از نور عرش من بموسى نمائيد ، ايشان حجاب برداشتند و از نور عرش ما شاء اللّه بموسى نمودند چون آن نور بر كوه تافت كوه پاره پاره شد هر سنگى و درختى كه پيرامن آن كوه بود گرد شد از عظمت آن اندكى از نور عرش ، فذلك قوله تعالى
[ فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا ]
موسى بيفتاد و بيهوش شد چنان كه پنداشتى كه روح از تنش برفت و فرشتگان آواز بتسبيح و تهليل بلند كردند و حقّ تعالى آن سنگ كه موسى بر آن بود برداشت و بلند كرد تا موسى عليه السّلام سوخته نشود و صاعقهء آمد از آسمان بآتشى عظيم و آن هفتاد كس كه اين خواسته بودند بسوخت خداى تعالى بلطف و كرم خود موسى را دريافت چون با هوش آمد گفت : بار خدايا توبه كردم و ايمان از سر گرفتم و من اوّل كسىام كه بدانند و ايمان آرند بدانكه ترا نشايد ديدن و هر كه نور ترا و فرشتگان ترا بيند جان در تن او نماند فما أعظمك ! چه بزرگوارى تو و چه بزرگوارند فرشتگان تو . ! أنت ربّ الأرباب و إله الآلهة و مالك الملوك لا يعدلك شىء و لا يقوم لك شىء ربّ تبت إليك و الحمد لك « 2 » لا شريك لك ربّ العالمين . اين خبر امام اصحاب الحديث ابو اسحاق احمد بن محمد الثعلبى در كتاب
هامش
( 1 ) در نسخ : « و لباس ايشان آتش بود چون درفش آتش » ليكن در ابو الفتوح كما فى المتن . ( 2 ) در تفسير ابو الفتوح بجاى « الحمد لك » : « الحمد للّه » .