تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
رفت تا آن روز كه موسى عليه السّلام در مصر رفت چهار صد سال بود فرعون موسى را گفت :
[ إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ ]
اگر آيتى آوردهء بيار اگر راست ميگوئى و از جملهء راستگويانى .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 107 تا 112 ]

فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ ( 107 ) وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ ( 108 ) قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ ( 109 ) يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ ( 110 ) قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ ( 111 ) يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ ( 112 ) چون فرعون گفت : آيتى بيار موسى عليه السّلام عصا از دست بينداخت در حال كه بر زمين افتاد ثعبانى گشت و ثعبان مار بزرگ باشد يعنى اژدهائى گشت ظاهر كه ميديدند و درو شبهتى نبود اژدهائى عظيم نر موى ناك ، « 1 » و دهان باز كرد و يك زفر بر زير كوشك فرعون نهاد و يكى بر بالاى كوشك ؛ خواست تا كوشك را با هر كه درو بود فرو برد و آهنگ فرعون كرد فرعون بگريخت و در خانه شد و بر خود پليدى كرد از ترس و آن روز چهل بار وى را حدث افتاد پس از آنكه بهر چهل روز يك بار بنشستى ، و از موسى فرياد خواست و گفت : بحقّ رضاع و تربيت كه اين را از من دور گردان تا به تو ايمان آرم و بنى اسرائيل را به تو دهم و هر چه خواهى بكنم ثعبان از دگر سوى حمله كرد بر مردمان و همه را بر هم زد همه بر هم افتادند و جمعى از ايشان كشته « 2 » شدند چون فرعون بسيار لابه كرد و فرياد خواست موسى عليه السّلام دست فراز كرد و بر گرفت عصا شد همچنانكه بود فرعون با جاى خود آمد و بنشست و موسى را گفت : آيت ديگر دارى ؟ - گفت بلى ، گفت : بيار ، موسى دست در جيب كرد و بيرون آورد سپيد بود مانند برف و از وى نورى مىتافت چون شعاع آفتاب ، فرعون گفت : اين دست تو است ؟ - موسى عليه السّلام دست بيرون كرد پس از آنكه در جيب خود كرد همچنان شد كه بود در اصل خلقت ، ديگر باره در جيب كرد و بيرون آورد نورى از وى بتافت تا بعنان آسمان رسيد چشمها را غلبه كرد
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « بر وى موى بود چون موى بز » و در تفسير ابو الفتوح كما فى المتن . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « ابتر » پس گويا مراد آنست كه مردى خود را از دست دادند .