تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
چنان كه گفت : سنستدرجهم من حيث لا يعلمون ، معنى آن بود كه خداى تعالى براى اظهار حجّت چندانكه بنده گناه بيش كند او را نعمت و تندرستى بيش دهد تا او پندارد كه آن چنان مىبايد آنگاه ناگاهى عذاب فرستد او را و هلاكش كند و اين بمكر ماند و « مكّار » پيچنده و پوشيده كار باشد ، آنگه گفت كه :
[ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ ]
از عذاب خداى ايمن نباشند الّا زيانكاران ، و اين تنبيه است بر آنكه بنده بايد كه هميشه ترسان باشد چون كسى كه دشمنى كند و دشمن دارد و مىترسد ازو كه نبايد كه ناگاه بوى رسد و وى را هلاك كند پس بايد كه بطاعت خداى مسارعت نمايد و از معاصى اجتناب كند و ايمن نباشد از عذاب يعنى از عقوبت چون معصيت كند كه آنگاه در دنيا و آخرت زيانكار باشد به معصيت خود امّا پيغمبران خداى ايمن باشند و خاسر و زيان كارنه‌اند براى آنكه ايشان مأمون الخطااند و عقاب بر گناه باشد و گناه از ايشان صورت نبندد و نيز امن انبيا و اوليا از ايمان ايشان باشد و چون خداى تعالى ايشان را ايمن كرد ازين وجه ايمن باشند امّا در حقّ كافران و عاصيان ايمن نباشند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 100 تا 102 ]

أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ ( 100 ) تِلْكَ الْقُرى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ ( 101 ) وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ ( 102 ) حقّ سبحانه و تعالى ميگويد كه : آيا هدايت نكرد و راه ننمود آنان را كه ايشان زمين بميراث يافتند پس از آنكه اهل آن زمين را جمله هلاك كرديم بگناهى كه ايشان كردند و اصرارى كه نمودند چون نوح و هود و صالح و لوط و شعيب آنكه اگر ما خواهيم توانيم كه ايشان را نيز هلاك كنيم و بمصيبت رسانيم بسبب گناهانى كه كرده‌اند آنگه گفت بر سبيل ابتداء سخن كه : ما مهر مىنهيم بر دلهاى ايشان يعنى حكم ميكنيم و ميگوئيم از آنجا كه در معلوم ما آن است كه : ايشان ايمان نخواهند آورد و