بشعيب ايمان مياريد و او را باور مداريد و پيروى مكنيد كه اگر پيروى شعيب كنيد و در دين وى شويد زيانكار و خاسر باشيد ، چون ايشان بر كفر اصرار كردند و ديگران را از ايمان آوردن منع كردند خداى تعالى ايشان را هلاك كرد بزلزلهء كه بايشان رسيد عبد اللّه عباس گفت كه : خداى تعالى درى از درهاى دوزخ بر ايشان بگشاد و گرمائى بايشان رسيد كه نفس ايشان منقطع شد و دم بر ايشان ببست چندانكه ايشان در خانهها و سردابها ميرفتند سود نمىداشت خداى تعالى ابرى فرستاد درو بادهائى بود خنك چون خنكى باد و سايهء ابر بديدند بشتافتند و روى بوى نهادند و خرد و بزرگ همه در زير ابر حاضر شدند و اين ابر تمامى شهر ايشان فرو گرفت همه در سراهاى خود بودند و در زير ابر بودند خداى تعالى زمين را از براى ايشان بجنبانيد و آتش از آن ابر فرود آورد تا همه بر جاى بمردند .
محمد بن اسحاق گفت : مردى از اهل مدين چون آن ابر بديد بدانست كه آن ابر رحمت نيست ابر عذاب است اين بيتها بگفت :
يا قوم إنّ شعيبا مرسل فذروا * عنكم سميرا و عمران بن شدّاد
إنّى أرى غيمة يا قوم قد طلعت * تدعو بصوت على ظمّائة الوادى
و انّه لن تروا فيها ضحى غدكم * الّا الرّقيم يمشّى بين أمجاد « 1 »
سمير و عمران هر دو كاهن بودند و رقيم نام سگى بود از آن ايشان ، عبد الله بلخى گفت : ابو جاد و هوّز و حطّى و كلمن « 2 » و سعفص و قرشت ، نام پادشاهان مدين بود و در روزگار شعيب پادشاهى كلمن را بود چون وى هلاك شد خواهرش نوحه ميكرد و بر وى ميگريست و ميگفت :
كلمن هدّر كنى * هلكه وسط المحلّه
سيّد القوم أتاه * الحتف نار وسط ظلّه
جعلت نار عليهم * دارهم كالمضمحلّه
هامش
( 1 ) - اين بيت سوم با اين عبارت « و رقيم نام سگى بود از آن ايشان » در نسخ اين تفسير نبود از تفسير ابو الفتوح اضافه كرديم .
( 2 ) - در غالب نسخ اين تفسير در همهء موارد ذكر اين كلمه : « كلمون » بخلاف بعضى نسخ و تفسير ابو الفتوح .