تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و عذاب نيكوئى يعنى نعمت و آسايش نهاديم ، بيمارى بتندرستى بدل كرديم ، درويشى بتوانگرى تا عدد ايشان بسيار و مال ايشان فراوان گشت ، ايشان در نعمت بطر گرفتند و از سر غفلت و جهالت گفتند : چه باك اگر ما را پيش ازين رنجى رسيد از بيمارى و درويشى و سختى ؛ پدران ما همچنين بودند گاه در شدّت و گاه در نعمت بودند اكنون ما را نيز شدّت رفت و نعمت باز آمد چون ايشان اين گفتند ما كه آفريدگار و قهّاريم بگرفتيم ايشان را بقهر و عذاب كرديم و هلاك كرديم از آنجا كه ايشان ندانستند و توقّع نكردند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 96 تا 99 ]

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ( 96 ) أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ ( 97 ) أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ ( 98 ) أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ ( 99 ) آنگه حق تعالى فرمود بر وجه ترغيب و ترهيب و استدعا كه : اگر اهل اين شهرها ايمان آوردندى و از عذاب ما بترسيدندى و در ما عاصى نشدندى ما درهاى خيرات و بركات از آسمان و زمين بگشاديمى از آسمان باران آمدى و از زمين گياه و نبات رستى و از هر جانبى خير روى بايشان نهادى دعاى ايشان به آسمان رسيدى و مستجاب شدى و در زمين بركات قضاى حوائج و حصول مرادات بودى مر ايشان را ؛ و ليكن بخلاف اين كردند ، بجاى طاعت معصيت كردند و بجاى ايمان و تصديق انكار و تكذيب كردند تا لا جرم ايشان را بگرفتيم به عذاب استيصال و قحط و غير آن بشومى آنچه ايشان كسب كردند از معاصى و نافرمانى . آنگه گفت :
[ أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى ]
آيا ايمن شدند اهل اين شهر از آنكه عذاب ما بايشان آيد در وقت چاشتگاه و ايشان در لعب و بازى و نشاط باشند مورد آيت امر است بحزم و هشيارى و ترك غفلت و انتباه و آنكه ايمن نباشند از عذاب خداى نه در شب و نه در روز آنگه گفت : ايمن شده‌اند ايشان از مكر خداى تعالى يعنى از عذاب خداى تعالى و « مكر » آن عذاب را گويند كه صورت مكر دارد بر سبيل استدراج