تعالى كفر نخواهد كه كفر قبيح است و ارادهء قبيح قبيح بود و قبيح كسى خواهد كه نداند كه آن قبيح است و يا بدان محتاج بود و او محتاج نيست و عالم است بقبح قبيح پس نخواهد و خداى ما واسع است از روى علم ؛ و علم او محيط جملهء اشياء است هيچ چيز از علم او بيرون نشود و بجملهء معلومات عالم است و بر هر چه صحيح باشد كه معلوم بود ، آنگه بر سبيل تفويض و استعانت بخداى تعالى گفت كه : ما بر خداى تعالى توكّل كردهايم تا خداى تعالى شرّ شما از ما كفايت كند و ما را بر ايمان ثابت دارد و توفيق زيادتى دهد اى خداى ما و پروردگار ما حكم كن ميان ما و ميان قوم ما بحقّ ؛ و تو نيكوترين و بهترين حكم كنندگانى ، ابن عباس گفت : من نميدانستم كه معنى فتح درين آيت چيست تا دختر سيف ذو يزن را ديدم كه شوهرش را ميگفت : « تعال افاتحك » بيا تا بقاضى رويم و اهل عمان قاضى را فتّاح گويند . از جملهء آنچه دفع تمسّك مجبّره كند بخلاف اين كه در سياق معنى آيت گفته شد از اين آيت كه :
وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
، آن است كه ضمير [ فيها ] راجعست با قريه نه با ملّت و معنى آن باشد كه اگر شما ما را از اين شهر بيرون كنيد ما هرگز به اين شهر نيائيم مگر آنكه خداى تعالى خواهد كه ما را ظفر دهد تا بر سبيل فتح و ظفر بيائيم و شما را قهر كنيم و شهر شما بستانيم تا آنوقت كه خداى تعالى خواهد كه شما را بجبر و قهر با دين ما آرد و ما همه بر يك ملّت باشيم و آن ملّت مسلمانى است آنگه ما با شهر آئيم تا آن وقت كه خداى خواهد كه شما را تمكين بود كه ما را باكراه با دين خود بريد آنگه ما بر سبيل تقيّه اظهار دين شما كنيم ، و تقيّه از پيغمبران روا نباشد پس مراد از اين قوم شعيب باشد نه شعيب .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 90 تا 93 ]
وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ ( 90 ) فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ ( 91 ) الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ ( 92 ) فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ ( 93 )
كافرانى كه بزرگان و اشراف قوم شعيب بودند فروتران خود را گفتند كه :