تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ميكردند و قبح آن بعقل دانند يا بشرع ؟ ابو القاسم بلخى گفت : بعقل دانند ، و ديگران گفتند كه : بشرع دانند ؛ و درست آنست كه بشرع دانند ، آنگه لوط پيغمبر ايشان را خطاب كرد و بر سبيل توبيخ و ملامت گفت كه : شما بمردان مىآئيد بشهوت دون زنان ، در راندن شهوت مردان اختيار كرده‌ايد و با ايشان شهوت ميرانيد ؟ ! و زنان راى كه خداى تعالى ايشان راى از بهر آن آفريده است فرو ميگذاريد ؟ ! شما مسرف مردمانيد و از حدّ در گذرنده محمد بن اسحاق گفت : سبب آن بود كه اين مردمان اهل ميوه و درختان و رزان بسيار بودند و غربا از نواحى آمدندى و ايشان راى رنجه داشتندى ابليس بيامد بر صورت پيرى و ايشان راى گفت : اگر خواهيد كه ازين مردمان برهيد شما راى چنين معاملهء بايد كرد ، ايشان گفتند : نكنيم ، چون مردم از حدّ ببردند ايشان گفتند : بيازمائيم هر كجا در ميان آن قوم غلامى يا كودكى صبيح الوجه بودى با او اين معامله ميكردندى تا معتاد شدند بر آن . كلبى گفت : اين معنى ايشان راى ابليس آموخت بيامد بر صورت امردى و ايشان راى با خود استدعا كرد تا ايشان اين معنى با وى بكردند و دلير شدند بر ديگران چون اين معنى در ميان ايشان بسيار شد آسمان و زمين و عرش از ايشان در خداى تعالى بناليد و خداى تعالى بر ايشان سنگى فرستاد و ايشان راى به زمين فرو برد چون لوط بر ايشان انكار كرد ايشان جواب دادند و جواب ديگر نداشتند الّا آنكه گفتند كه : لوط و قوم او راى از مؤمنان از شهر خود بيرون كنيد كه ايشان مردمانىاند متطهّر و متنزّه ؛ خود راى ازين معامله پاك ميدارند و ديگران راى منع ميكنند ، پس آنگه او را يعنى لوط راى عليه السّلام و اهل او راى يعنى اهل دين او راى و دخترانش راى نجات داديم و برهانيديم الّا زن او راى كه او از آن قوم بود كه در آن ديار باقى مانده بودند « 1 » تا هلاك شدند و او را
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « الا زن او راى كه او از آنها بود كه در عذاب خداى در آن ديه باقيمانده بودند » و اين اختلاف ناظر باختلافى است كه در تفسير كلمهء [ غابرين ] كرده‌اند و نص عبارت تفسير ابو الفتوح اين است ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 425 ) : « مگر زنش كه از جملهء غابران بود و « غابر » هم ماضى باشد و هم باقى ؛ اگر بماضى تفسير دهند ظاهر باشد و سؤال نيست بر او ، و اگر بر باقى تفسير دهند سؤال كنند گويند : لازم آيد كه زن شده باشد ؟ - گوئيم : از اين چند جواب گفتند يكى آنكه حسن و قتاده گفتند من