شده است پس شما آنچه پيمائيد تمام پيمائيد و تمام سنجيد و ترازو راست داريد و از مردمان چيزهائى كه حقّ ايشان است بمكاهيد و بمبريد و در زمين فساد مكنيد پس از آنكه خداى تعالى آن راى اصلاح كرد به او امر و نواهى و بعثت انبيا عليهم السلام و تعريف كرد مصالح ايشان بايشان عقلا و شرعا كه اين جمله شما راى بهتر است و نيكوتر اگر شما مؤمنيد و بخداى تعالى ايمان داريد از آنكه اين جمله بىايمان نفع ندهد و سودى نكند و گفتند كه : معنى اينست كه اگر ايمان آوريد بدانيد كه اين جمله شما راى بهتر است و بىايمان نتوانيد دانستن كه صلاح شما در چه چيز است و منشينيد بر سر هر راهى تا مردم راى تهديد و بيم كنيد و منع كنيد ايشان راى از راه خداى و باز داريد از ايمان و اين چنان بود كه بيامدندى و بر سر راهها بنشستندى و مردمان راى نهى كردندى از شعيب و گفتندى كه : اگر بشعيب ايمان آوريد شما راى برنجانيم و بكشيم ، و گفتهاند كه :
بطريق عشارى و باج ستانى نشستندى ابن زيد گفت كه : براى راه زدن نشستندى
[ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ]
و ميگردانيد مردمان را از راه خداى و كژى آن راه ميجوئيد و مردمان را ميگوئيد كه : آن راهى است كه راست نيست راهى كژ است تا مردمان از آن برگردند ، و ياد كنيد كه چون شما اندك بوديد خداى تعالى شما را بسيار كرد شكر نعمت وى بجاى آريد و فساد مكنيد و بنگريد كه عاقبت مفسدان بچه رسيد و آنان كه پيش از شما بودند چون فساد كردند و راه صلاح را رها كردند من ايشان را چگونه هلاك كردم چون قوم نوح و هود و صالح و لوط و ايشان قريب العهدند بشما ، حال ايشان ميدانيد و عاقبت ايشان مىشناسيد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : چون شب معراج مرا به آسمان بردند چوبى ديدم بر راهى فرو زده هيچ كس از آنجا نميگذشت الّا كه جامهء او در آن مىآويخت و مىدريد ، من گفتم : اى جبرئيل اين چوب چيست كه جامهء هر كه به دو ميرسد ميدرد ؟ - گفت :
اين مثل باج ستانان است و راه زنان كه هيچكس بر ايشان بنگذرد الّا كه وى را برنجانند و چيزى از وى بستانند آنگه بر خواند
[ وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ ]
آنگه شعيب پيغمبر ايشان را خطاب كرد بر سبيل تهديد و وعيد و گفت كه : اگر جمعى از شما ايمان آوردهاند به آنچه مرا به آن فرستادهاند و گروهى ايمان نياوردهاند و قول من قبول