تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
پاك ، و كافر چون دل قاسى دارد و سخت ، بانديشه عادت نداشته و به نظر تربيت نيافته چون مرده شدهء از كفر و معصيت اگرچه بسيار مواعظ از خداى و رسول برو خوانند هيچ اثر نكند و بدان منتفع نشود چنان كه زمين شوره كه از باران ميخيسد و از او نبات و گياه بيرون نيايد الّا چيزى اندك و بىنفع و ما چنين گردانيم آيات و دلالات بر وجهى دون وجهى و بيانى دون بيانى تا بفهم خلايق نزديكتر بود هر قومى را كه ايشان شكر نعمت ما را گزارند و بندگى ما را بجاى آرند يعنى آيات و دلائل و غير كه متضمّن اين نعمتهاى عاجل است از روى انتفاع و آجل از روى انديشه و تفكّر ؛ تا صاحبش را بعلمى رساند كه در وى نجات قيامت باشد ما ميگردانيم و پيدا ميكنيم حالا بعد حال براى آنكه شما در وى انديشه كنيد و بدانيد كه اين همه نعمتها از ماست بر شما و اعتراف كنيد به او و تعظيم كنيد منعم را تا شاكر نعمت من باشيد و من نعمت بر شما زياده كنم كه : الشّكر قيد النّعمة و الشّاكر مستحقّ المزيد .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 59 تا 62 ]

لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 59 ) قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 60 ) قالَ يا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 61 ) أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 62 ) حقّ سبحانه و تعالى ميگويد كه : ما بفرستاديم نوح بن ملك بن متوشلخ بن اخنوخ كه ادريس پيغمبر عليه السّلام است بقوم او برسالت و دعوت ، او قوم خويش را گفت : اى قوم خداى را پرستيد ، و « عبادت » غايت خضوع و خشوع باشد بدل در برابر نعمتى كه بالاى آن نعمت نباشد و آن اصول نعم است و آن حيات است و سمع و بصر و شمّ و ذوق و لمس و اين نعمتها همه از وى است پس عبادت كس را نرسد و كس سزاوار عبادت نباشد مگر خداى و شما را غير او خدائى نيست وى را پرستيد و عبادت خاصّ و خالص وى را كنيد و بدون او غير را مپرستيد كه من بر شما مىترسم از عذاب روز بزرگ و آن روز قيامت است و « عذاب » المى مستمرّ بود بر مستحقّ و غير مستحقّ و « عقاب » نبود الّا بر مستحقّ ، نوح اوّل پيغمبرى بود بعد از ادريس ، خداى تعالى او را بفرزندان قابيل فرستاد و آنان كه تابع ايشان