كه چون اين بادها بردارند ابرها را كه به آب باران گران بار باشد ما آن ابر را برانيم به زمين مرده و بيابانى بىگياه پس فرو آريم به اين زمين آب را يعنى بارانرا ازين ابر پس آنگه بيرون آريم به اين آب از هر ميوهها « 1 » و چنان كه از زمين مرده به اين باران گياه و نبات بيرون مىآريم همچنين ما مردگان را زنده كنيم و از خاك بيرون آريم غرض ازين تشبيه آن است تا مكلّفان بدانند كه خداى تعالى قادر است بر زنده كردن مردگان و چنان كه بر او متعذّر نيست كه زمين مرده را بنبات زنده گرداند همچنين برو متعذّر نيست كه مرده را زنده گرداند از بهر اين گفت كه : لعلّكم تذكّرون ، يعنى تا بود كه شما انديشه كنيد و بدانيد كه آنخدائى كه قادر باشد كه زمين مردهء خشك را بشكافد و ازو شكوفه بيرون آرد قادر باشد بر آنكه مرده زنده گرداند و درو حيات آفريند ابو هريره و عبد اللّه عباس گفتند كه : چون مردمان در نفخهء اوّل بميرند خداى تعالى چهل سال باران بر ايشان باراند مانند آب مردان از آبى كه در زير عرش است و آن را ماء - الحيوان گويند ايشان در گور به آن باران برويند چنان كه در رحم مادر برويند آنگه كه تنهاى ايشان به آن تمام خلق شود خداى تعالى بفرمايد تا روح در ايشان دمند آنگه خواب بر ايشان افكند ايشان را بنفخهء ديگر زنده كند چون زنده شوند طعم خواب در دماغ يابند چون مردم كه از خواب بيدار شوند عند آن حال گويند :
« يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا »
ابو بكر عياش گفت كه : هيچ قطرهء باران از آسمان نيايد الّا كه هر چهار باد را درو اثر باشد بفرمان خداى تعالى صبا ابر برانگيزد و شمال جمع كند و جنوب باران بيرون آرد و دبور نشر و پراكندهء او كند ، آنگه خداى تعالى مثلى زد مؤمن و كافر را مؤمن را در ايمان و طاعات و انتفاع او باوامر و نواهى تشبيه كرد بزمينى پاك و خوش ؛ و كافر را در كفر و معصيت تشبيه كرد بزمينى شوره ناك ؛ هر باران كه بر زمينى پاك و خوش آيد از آن زمين انواع نبات و اصناف رياحين پديد آيد و هر باران كه بر زمين شوره آيد و اگرچه بسيار بود از او هيچ گياه نرويد مؤمن را دلى باشد رقيق به نظر و تفكّر رياضت داده و بآداب عبوديت متأدّب شده چون امرى از اوامر خداى تعالى و وعظى از مواعظ رسول صلّى اللّه عليه و آله بشنود در دل او قرار گيرد بيخ زند و شاخ كند چون نبات در زمين
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ بجاى « ميوهها » : « ميوه » ، بلفظ مفرد آمده .