و غالب گشت و از آفريدنش عاجز نباشد با عظمتى و بزرگى كه عرش راست و عرش چيزى است كه خداى تعالى آن را بيافريد بر شكل تختى .
در خبرست كه جبرئيل خواست تا طول عمرش را بداند از خداى تعالى دستورى خواست و چند سال مىپريد تا ضعيف شد از خداى تعالى مدد خواست حقّ تعالى قوّت و پرهايش مضاعف كرد و بيشتر از آن مدّت بپريد هم ضعيف شد خداى تعالى قوّتش در زيادت كرد تا چند بار ؛ چون ملالتش آمد گفت : بار خدايا بيشتر پريدم يا بيشتر مانده ؟ - خداى تعالى گفت : اى جبرئيل چندين هزار سال است تا پريدى هنوز يك قائمه از قوائم عرش نپريدهء و اگرچه همهء عمر دنيا درين بسر برى ، جبرئيل گفت : سبحان من لا يعلم كيفيّة خلقه إلّا هو ،
[ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ ]
شب را بروز باز مىپوشد و روز را بشب شب را در عقب روز مىآورد و روز را در عقب شب ، چون كسى كه طالب كسى باشد بشتاب بى فتورى و تراخى بل سيرى مستمرّ و ثابت به حساب راست كرده و همچنين ماه و آفتاب و ستارگان را بيافريد و همه را مسخّر امر خود كرد رفتن هر يكى در فلك خويش بامر و فرمان وى است و بدانيد كه خلق و امر وى راست خلق اختراع مقدور باشد از خداى تعالى بر نوعى از تقدير ، حقّ تعالى گفت : خلق بر اطلاع يا بر وجه اختراع مراست و جز از من كسى بر اختراع قادر نيست و امر مراست مرا رسد كه فرمان دهم فرمانى كه حكمت و مصلحت با آن مقرون باشد و هر كس كه دون من فرمان فرمايد بامر من تواند كرد و بىامر من نرسد كسى را كه بر كسى فرمان دهد پاكا و بزرگوارا خدائى كه آفرينش وى راست و تصرّف در آن و فرمان بر ايشان وى راست آن خدائى كه پروردگار جهانيان است .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 55 تا 56 ]
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ( 55 ) وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ( 56 )
حقّ سبحانه و تعالى خطاب مىكند بندگان خود را ؛ ميگويد كه : بخوانيد خداى خود را بتضرّع و زارى و تذلّل و مسكنت و خوارى و در نهان و سرّ نيز خداى را خوانيد .
در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در غزائى بوادئى فرود آمد كه عظيم سهمناك بود