تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
كه : آرى ، يافتيم و حقّ و صدق بود آنچه ما را از آن خبر دادند و ما باور نميداشتيم چون اين گفته باشند و جواب شنيده در ميان ايشان آواز دهندهء آواز دهد كه : لعنت خداى بر ظالمان باد چنان كه هر دو گروه بشنوند مؤمنان خرّم شوند و كافران اندوهگين شوند و لعنت خداى تعالى خشم و عقاب خداى باشد و اين مؤذّن مالك خازن دوزخ باشد ، و از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرده‌اند كه او گفت : آن مؤذّن من باشم كه ندا در دهم بلعنت ظالمان ، آنگه ظالمان را وصف كرد و گفت : آن ظالمان كه مردم را منع ميكنند و از راه خداى برمىگردانند ( يا از راه بر ميگردند ) و طلب آن ميكنند كه آن را بشبهه و تلبيس كژ گردانند و بنمايند مردمان را كه اين راه كژست ، و اين از آن ميكنند كه ايشان بقيامت و حشر و نشر ايمان ندارند و به ثواب و عقاب كافراند ، آنگه گفت كه :
[ وَ بَيْنَهُما حِجابٌ ]
ميان ايشان يعنى اهل بهشت و اهل دوزخ حجابى باشد و [ حجاب ] هر حاجزى باشد كه منع كند از نفوذ شعاع و جز آن ، و اين آيت چنانست كه گفت :
« فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ »
.
[ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ ، وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ]
حقّ تعالى ميگويد كه : بر بالاهاى بهشت و دوزخ باشند مردانى كه هر قومى را بسيما و نشان ايشان بشناسند حسين بن الفضل گفت : مراد به « اعراف » صراط است تا آن مردان كه باعراف باشند كه باشند و براى چه باشند ؟ خلاف كرده‌اند عبد اللّه عباس و حذيفهء يمانى گفتند : گروهى باشند كه سيّئات و حسنات ايشان يكسان باشد سيّئات‌شان قاصر بود از دوزخ و حسناتشان بحدّ وصول بهشت نبود ، خداى تعالى ايشان را آنجا بدارد و چون حساب خلايق بكند ايشان را ببهشت برد و ايشان آخرين كسانى باشند كه ببهشت روند و ايشان از آنجا كه بر بلندى باشند اهل بهشت و اهل دوزخ را شناسند چون خداى تعالى خواهد كه ايشان را ببهشت برد بفرمايد تا ايشان را بجوئى برند كه آن را عين الحياة خوانند بر