تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
كنارهاى آن جوى شاخهاى زر « 1 » باشد مكلّل بمرواريد خاكش مشك باشد ايشان را آنجا از آن آب بشويند اندامهاى ايشان پاكيزه شود و خالى سفيد بر سينهء ايشان پديد آيد كه ايشان را به آن شناسند خداى تعالى گويد ايشان را : تمنّا كنيد آنچه خواهيد ، ايشان تمنا كنند و هر چه آرزوى ايشان باشد بخواهند ، چون تمنّاى ايشان برسد حقّ تعالى گويد : شما راست هر چه تمنّا كرديد و هفتاد چندان ، چون ايشان را ببهشت برند اهل بهشت ايشان را به آن خال بشناسند و ايشان را « مساكين الجنّه » خوانند . يكى از بنى هلال از رسول صلّى اللّه عليه و آله پرسيد كه : اصحاب اعراف كه اند ؟ - گفت : مردمانىاند كه در راه خداى جهاد كرده باشند و شهيد شده امّا پدران ايشان از ايشان خوشنود نباشند از اين جهت از آتش آزاد باشند و بعصيان پدران از بهشت ممنوع ، و ايشان آخرين قومى باشند كه در بهشت روند و روايتى از عبد اللّه عباس آنست كه اولاد الزنا باشند ثعلبى در تفسير خود آورده است باسناد از عبد اللّه عبّاس كه اعراف جايهائيست بلند از صراط و اين مردمان كه برين اعراف باشند على بن ابى طالب عليه السّلام و حمزة بن عبد المطلب و عباس « 2 » و جعفر طياراند دوستان خود را از دشمنان باز شناسند بعلامت ، و علامت آن بود كه دوستان سفيد روى باشند و دشمنان سياه روى محمّد باقر عليه السّلام گفت : اعراف پشته هائى « 3 » باشد ميان بهشت و دوزخ هر پيغمبرى و خليفهء او را آنجا بدارند با گناه كاران امّتش چنان كه امير لشكر را با لشكر بدارند آنان كه محسنان باشند سبق برند و ببهشت : مردان ائمّة معصومين‌اند و پيغمبر ما در ميان ايشان بود جعفر صادق عليه السّلام گفت : اعراف پشته‌هائى باشد ميان بهشت و دوزخ هر پيغمبرى و خليفهء او را آنجا بدارند با گناه كاران امّتش چنان كه امير لشكر را با لشكر بدارند آنان كه محسنان باشند سبق برند و ببهشت شوند خليفهء رسول آن گناه كاران را گويد كه با وى ايستاده باشند : بنگريد ببرادران نيكو كار خويش كه سبق بردند ببهشت ، آنگه اينان بر ايشان سلام كنند چنان كه خداى تعالى بيان اين حالت كرد و گفت :
[ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ]
يعنى اين سابقان اهل بهشت را ندا كنند و گويند : سلام بر شما باد و ايشان درين حال در بهشت نشده باشند امّا طمع آن دارند كه ببهشت روند بشفاعت پيغمبر و امام ، و چون اين گناه كاران اعراف را
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : « كنارهاى آن جويها از فضهاء زر » . ( 2 ) - كلمهء « عباس » از تفسير ابو الفتوح بر اين نسخه افزوده شد ، و اگر نه در نسخ اين تفسير نيست ( 3 ) - تفسير ابو الفتوح « كثبان و پشتها » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 177 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)