تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كه با پيغمبر و امام بر اعراف باشند رويها و چشمهاى ايشان را با جانب و جهت اهل دوزخ گردانند و دوزخ و عذاب اهل دوزخ ببينند پناه با خداى دهند و التجا بدرگاه وى كنند و گويند : بار خدايا ما را با آن قومى و گروهى كه ظالمان و ستمكارانند مقرون و مصاحب مگردان و فايدهء اين دعا با آنكه ايشان دانند كه خداى تعالى ايشان را با ظالمان قرين نگرداند آنست كه ايشان در زىّ شاكران باشند و خداى را خضوع و خشوع نمايند و ايشان را به اين دعا مسرّتى حاصل شود چنان كه از خداى تعالى نعيم و بهشت خواهند نيكو باشد آنجا كه گفت : ربّنا أتمم لنا نورنا ، همچنين نيكو باشد كه استدفاع مضرّت كنند و پناه با خداى دهند از عذاب دوزخ .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 48 تا 49 ]

وَ نادى أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ قالُوا ما أَغْنى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ( 48 ) أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ( 49 ) حقّ سبحانه و تعالى ميگويد كه : ندا كنند اصحاب اعراف صادق عليه السّلام گفت : انبيا و خلفا روى بدوزخ آرند و آواز دهند مردانى را كه ايشان را شناسند از جملهء رؤساء كفّار و منافقان بعلامتى كه ايشان را باشد و علامت آن باشد كه ايشان سياه روى باشند و سبز چشم ، ايشان را گويند بر سبيل تهكّم و ملامت كه : شما را نفعى نكرد و سودى نداشت جمع كردن شما اموال و اتباع و لشكر را و عذاب خداى دفع نكرد آن استكبار و گردن كشى كه ميكرديد از فرمان خداى و رسول و ائمّه . آنگه اشارت باهل بهشت كنند از آنان كه ضعفا و مساكين دنيا بوده باشند و آن كافران و منافقان را گويند كه : اينان آنانند كه شما در دنيا سوگند ميخورديد و ميگفتيد : كه هرگز رحمت خداى بايشان نرسد و خداى ايشان را برحمت در نيارد آنگه روى به اين ضعفا و مساكين آرند و گويند كه : در بهشت شويد و در ناز و نعمت بهشت جاويد باشيد كه بر شما هيچ ترسى نيست چنان كه برين منافقان و كافران است و شما اندوهگين نشويد چنان كه ايشان اندوهگين‌اند و آيات متقدّم و متأخّر را دليل است بر آنكه اصحاب اعراف خداوندان مراتب و منازل رفيعه باشند از پيغمبران و امامان چنان كه از صادق عليه السّلام روايت كرده شد و خبر عبد اللّه عباس و