تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
منازل و درجات كه مىبينى همه براى تو آفريده بودند ، اگر ايمان مىآوردى و طاعت ميكردى بدان مقامت ميرسانيدند ، و بهشتى را گويند : آن دركات و عقوبات كه مىبينى ترا بودى اگر تو نيز همان كردى كه ايشان كردند از كفر و معاصى ، آنگه گويند : اين بميراث بشما ارزانى داشتيم از ايشان به آن عمل كه كرديد و آنجايگاه باستحقاق كه لايق حال ايشان است و ايشان را شايد بايشان داديم آنگه منادى ندا كند و گويد : اى اهل بهشت شما را تندرستئى است كه به آن بيمارى نباشد « 1 » ، و برنايئى كه به آن پيرى نباشد ، و زندگانئى كه به آن مرگ نباشد ، و خلودى كه به آن فنا نباشد ، و نعمتى كه به آن شدّت نباشد ، اهل بهشت چون اين ندا شنوند و اين نعمت بينند گويند :
[ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ ]
رسولان خداى ما بما آمدند و حق گفتند و حق آوردند و ما ايشان را تصديق كرديم و باور داشتيم لا جرم به اين بهشت رسيديم و اين ندا شنيديم كه ما را دادند و گفتند :
[ أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ ]
اين بهشت بميراث بشما دادند به آنچه شما كرديد در دنيا از ايمان و طاعت .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 44 تا 47 ]

وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ( 44 ) الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُونَ ( 45 ) وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ ( 46 ) وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 47 ) حقّ تعالى حكايت مىكند از گفتارى كه ميان اهل بهشت و دوزخ رود ؛ بلفظ ماضى گفت تا باز نمايد كه اين لا بدّ خواهد بودن و چنانست كه پندارى كه بوده است گفت : آواز دهند و ندا كنند اهل بهشت اهل دوزخ را و گويند : آنچه ما را وعده داده بود خداى ما ما آن را بيافتيم بحقّ و بما رسيد پس آيا شما يافتيد و بشما رسيد آنچه خداى شما را وعده داده بود حقّ ؟ - و اين بر سبيل استهزا و تهكّم و شماتت گويند ايشان جواب گويند
هامش
( 1 ) - نظير اين حديث علاوه بر اينكه در اين مورد از تفسير ابو الفتوح هست در سابق نيز گذشته است ( جلد اول چاپ نخست ص 71 ) .