تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
امّا هر مجرمى كافر نباشد پس آن مجرمان كافران‌اند زيرا كه بادلّهء عقل معلوم شده است كه مؤمن ابدا در دوزخ بنماند آنگه گفت : اين كافران مكذّبان را در دوزخ بسترها باشد از آتش ، و از بالاى سر ايشان پوششها باشد يعنى عذاب و آتش دوزخ بر ايشان مشتمل باشد ، و چون ذكر بسترها كرد ذكر غواشى كرد و [ غواش ] چادر شب است و اين بر سبيل تهكّم است آنگاه گفت : ما همچنين جزا دهيم ظالمان را يعنى كافران را و ظلم كفر است
« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »
.

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 42 تا 43 ]

وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 42 ) وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 43 ) حقّ تعالى چون ذكر كافران كرد و آنچه جزاى ايشان است در عقب آن ذكر مؤمنان كرد و آنچه ثواب ايشان است گفت : آنان كه بگرويدند و قول رسول صلّى اللّه عليه و آله را باور داشتند و عمل صالح كردند و بر وفق فرمان رفتند ، و ما هر چه فرمائيم آن فرمائيم كه به آسانى توان بدان قيام نمودن و هيچ نفسى را تكليف نكنيم الّا آنچه وسع و طاقت و توانائى وى باشد و اگر انديشه كنند معلوم شود كه آنچه خداى تعالى بنده را فرموده است كمتر از وسع و طاقت بنده است در شبانه روزى هفده ركعت نماز است بنده هفتاد بلكه هفتصد مىتواند كرد و ليكن بفضل و كرم خويش ؛ كلّف يسيرا و لم يلزم عسيرا ، و أعطى على القليل كثيرا ، عجب از آنكس كه او تكليف ما لا يطاق روا ميدارد و خداى تعالى روا نميدارد الّا دون ما يطاق ، اگر بحسب آلت و قدرت تكليف كردى عدل كرده بودى و چون كمتر از آلت و قدرت كرد فضل كرده باشد ، آن خداى كه روا ندارد كه در تكليف عدل كند كى روا دارد كه ظلم كند خداى تعالى فرمود كه : ما ظلم نكنيم و تكليف بيشتر از طاقت نفرمائيم آنها كه به آنچه ما فرمائيم از ايمان آوردن و عمل صالح كردن قيام نمايند ايشان اصحاب بهشت جاويد و ملازمان نعمت دائم باشند و در بهشت
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 173 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)