تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پدرت با اين پايه و منزلت تا رنج نبرد لقمهء نان حلال در دهان ننهاد و تو ميخواهى كه بى - رنج حلال بدست آرى ، حلال برنج بدست آيد كه : طلب الحلال جهاد ، ديگر آنكه پدرت بيك ترك مندوب چنين محنت و رنج كشيد و موجب مفارقت بهشت شد تو ميخواهى كه به ترك چندين واجبات و ارتكاب چندين مقبّحات در بهشت شوى زهى انديشهء خطا كه تراست .
تصل الذّنوب الى الذّنوب و ترتجى * درك الجنان بها و فوز العابد « 1 »
و نسيت أنّ اللّه أخرج آدما * منها الى الدّنيا بذنب واحد « 2 »
آنگه حق تعالى چون ايشان را از بهشت بيرون كرد و به زمين فرستاد گفت : شما را در زمين مستقرّى و قرار گاهى و تمتّع و انتفاعى باشد به چيزى كه درو لذّتى عاجل باشد تا زمانى و روزگارى كه من دانم و كس را بر آن اطّلاع نباشد و اين وقت آجال است يا وقت قيامت ، آنگه گفت كه : شما زندگانى كنيد در زمين و هم درين زمين بميريد و شما را هم ازين زمين برانگيزند و زنده گردانند روز قيامت چنان كه در آيتى ديگر گفت :
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى .
هامش
( 1 ) - اين دو شعر جزء ابياتى است كه محمود وراق گفته و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بعد از نقل آنها و نسبت آنها بوى براى تمهيد معذرت از اينكه شايد در جاى ديگر از تفسير خود آنها را ذكر كرده باشد گفته ( ج 2 ص 370 ) : « و اگر درين دفتر فصلى مكرر شود بسهو يا بيتى ؛ عيب نبايد كردن كه خداى تعالى در قرآن قصهء هر پيغمبرىاند بار مكرر كرد با آنكه كتاب يكى است و اين دفتر مجلد آن بسيار است باشد كه همهء مجلدات بيكبار حاضر نباشد تا نويسنده معذور دارند » ( 2 ) - مضمون اين دو بيت را شيخ بهائى ( ره ) چنين نظم كرده :جد تو آدم بهشتش جاى بود * قدسيان كردند بهر وى سجوديك گنه ناكرده گفتندش تمام * مجرمى مجرم برو بيرون خرامتو طمع دارى كه با چندين گناه * داخل جنت شوى اى رو سياه