با پدر و مادر شما كرد آدم و حوّا كه هر دو را بوسوسه و اغوا و تلبيس از بهشت بيرون آورد و جامههاى بهشت از ايشان دور كرد تا عورتهاى ايشان بايشان نمايد و اگرچه اين فعل كه اخراج بهشت و نزع لباس است وى نكرد امّا چون بسبب وى بود اضافت فعل با وى كرد پس شما نيز كه فرزندان آدميد بابليس و اغوا و تلبيس وى فريفته مشويد تا از بهشت محروم نمانيد آنگه بيان آفت شيطان كرد تا از وى بغايت كوشش خود احتراز كنند گفت كه :
شيطان و قبيل و گروه و لشكر او شما را مىبينند از آنجا كه شما ايشان را نمىبينيد و قبيل او هم از نسل او باشند مجاهد گفت : ابليس گفت : ما را چند چيز دادند كه شما را ندادند ما آدميان را بينيم و ايشان ما را نبينند و ما از زير زمين بر آئيم و پيران ما جوان گردند پس از آنكه پير شده باشند مالك دينار گفت كه : دشمنى كه ترا بيند و تو او را نبينى دشمن عظيم باشد و محنت او سخت الّا آنكس را كه خداى تعالى وى را نگاه دارد ، يحيى معاذ گفت كه : شيطان ديرينه است و تو حديث ، شيطان محتال است و تو سليم ، شيطان ترا بيند و تو او را نبينى ، و شيطان را از تو بر تو يار است و ترا بر وى هيچ يار « 1 » نيست و دل تو مسكن اوست و عروق تو راهگذر اوست پس با او مقاومت نتوان كرد مگر به يارى خداى تعالى . ذو النون مصرى گفت : اگر او ترا بيند از آنجا كه تو او را نبينى خداى او را بيند و او خداى را نبيند از او بخداى تعالى استعانت كن كه كيد او ضعيف باشد و ناديدن ما شيطان را از آنجاست كه ما را شعاع اندك است و ايشان را جسم شفّاف است پس هر دو منع بود از ديدن ، اگر خداى تعالى شعاع در زيادت كند ممكن باشد ايشان را ديدن ؛ چنان كه فرشتگان را توان ديد عند حضور الموت ، آنگه گفت : ما ديوان را دوستان آنها كردهايم يعنى حكم كردهايم و نام برده كه دوستان شياطين آن كسانىاند كه ايمان نمىآرند يا ما تخليه كرديم ميان ايشان و ديوان و منع نكرديم ايشان را از اينان تا مطيع و فرمان بردار ديو گشتند در آنچه ايشان را فرمودند و وسوسه كردند از مخالفت خداى تعالى و اوامر او .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ بجاى « يار » در هر دو مورد : « بار » ( بباء موحده ) و در بعضى نسخ ديگر :
« يار و مدد » و در برخى : « ياور » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در هر دو مورد : « ياد » ( بدال ) .