چرا خوردى ؟ - گفت : مرا مار گفت ، مار را گفت : چرا گفتى ؟ - گفت : مرا ابليس گفت ، خداى تعالى همه را خطاب كرد و گفت : از اينجا فرو شويد و به زمين شويد كه شما همه دشمن يكديگريد ، شيطان دشمن شماست و شما دشمن او ، و مار دشمن شما باشد و شما دشمن مار ، تا هر يكى كه فرصت يابيد بجان ديگرى گزند رسانيد حوّا چون از آن درخت برگى باز كرد درخت خون آلوده شد وى را گفت : همچنانكه درخت را خون آلوده كردى هر ماهت خون آلوده گردانم ، و مار را گفت كه : پاهايت بستانم و پرهات بر كنم تا بر شكم ميروى و هر كه بر تو دست يابد سرت مىكوبد ، و ابليس را گفت :
تو از اينجا برو ملعون و مدحور ، و آدم را گفت : به زمين رو پس از آنكه در بهشت روزى من ميخوردى
« هَنِيئاً مَرِيئاً »
، در زمين جز بكدّ يمين ، و عرق جبين روزى نخورى ، چون آدم به زمين آمد و گرسنه شد از خويشتن حالتى يافت كه پيش از آن نيافته بود ؛ نشيش كنشيش الذّرّ بين جلده و لحمه « 1 » گفت : بار خدايا مرا حالتى است كه از آن عبارت نميتوانم كرد « 2 » جبرئيل آمد و گفت : اين درد را نام جوع است و دواى وى جز طعام نباشد ، گفت : اى جبرئيل طعام از كجا آرم ؟ - گفت : اى آدم من ترا آنچه سبب اخراج تو بود از بهشت كه آن گندم است آوردهام تا راحتت هم از آنجا باشد كه رنجت بود و گندم در پيش آدم بنهاد ، آدم خواست تا آن گندم بخورد ، جبرئيل گفت : نه ، اين را مىبايد
هامش
( 1 ) - اين عبارت در بعضى نسخ هست ( مانند تفسير ابو الفتوح ) و در بعضى ديگر نيست و محصل آن اين است كه در خود حالتى احساس ميكنم مانند آنكه مورچهء ميان گوشت و پوست كسى فرو رفتن گيرد و جنبش كند .
( 2 ) - در نسخ : « از آن سبب عبادت نميتوانم كردن » و بطور حتم سهو و اشتباه است زيرا نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 379 ؛ س 20 ) : « مرا حالتى است كه از آن عبارت نميدانم كردن » پس مراد اين است كه نميدانم از آن حالت بچه عبارت تعبير كنم و از عجائب اينكه ملا فتح اللّه ( ره ) نيز در منهج الصادقين عبارت را طبق نسخ تفسير حاضر آورده ( ج 1 نسخهء مطبوعه تبريز بسال 1314 ص 548 ؛ س 21 ) و سر اين امر آنست كه ملا فتح اللّه ( ره ) در سراسر تفسير بزرگ خود « منهج الصادقين » آنچه را كه در تفسير حاضر بوده گاهى بعنوان نقل بمعنى و گاهى به عين عبارت مىآورده است و در اينجا نيز چون اين اشتباه را كه از ناحيهء مصنف و يا از جهت كاتبان روى داده بوده ملتفت نشده كما فى النسخه نقل كرده است و وجود كلمهء « سبب » قرينه است كه اشتباه از ناحيهء مؤلف و ما تن بوده است نه كاتبان و اللّه اعلم .