تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 28 تا 30 ]

وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 28 ) قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ( 29 ) فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ ( 30 ) مفسرّان گفتند كه : چون عرب طواف كردندى برهنه و عورت گشاده بودندى و گفتندى كه : ما خانهء خداى را چنان طواف كنيم كه خداى ما را آفريده است و در جامهء كه در آن گناه كرده باشيم طواف نكنيم و زنان چيزى از دوال بافته چندانكه عورت پوش بودى در ميان بستندى . تا در خبرست كه زنى از بنى عامر طواف ميكرد و ميگفت :
اليوم يبدو بعضه او كلّه * و ما بدا منه فلا أحلّه
و چون اسلام آمد ايشان را برين ملامت كردندى ايشان گفتندى كه : پدران خود را برين يافته‌ايم و اگر اين فاحشه بر عموم حمل كنند اولىتر بود « 1 » خداى تعالى از عقيدهء مشركان و مجبرّان خبر ميدهد ميگويد كه : ايشان چون فاحشهء و ناشايستى كنند از گناهان و [ فاحشه ] قبيحى باشد شنيع القبح ، و ايشان را از آن گناه و ناشايست از شرك و غير آن باز دارند و بر آن عتاب كنند ايشان بجواب در آيند كه : پدران خود را برين يافته‌ايم كه اين ميكردند و خداى ما را به اين فرمود و بخواست و ارادت او كرديم و اگر خواستى ما را ازين بگردانيدى و بر خلاف اين اكراه كردى ، و بعينه گفتار مجبّران همچنين است تا محقّق شود كه « مع كفره قدرىّ » اى محمّد بگوى اين مشركان مجبّره را كه : خداى به كار زشت و ناشايست نفرمايد و چنان كه نكند نفرمايد و نخواهد و چون گفت كه : نفرمايد ، دليل آن مىكند كه نخواهد براى آنكه امر جز بارادت آمر نباشد آنگه بر سبيل تقريع و تهديد و انكار گفت : آيا شما بر خداى ميگوئيد بدروغ كه ما را به اين خداى فرموده
هامش
( 1 ) - حمل بر عموم قول جماعتى ديگر از مفسران است چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) تصريح كرده است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 163 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)