تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
حق سبحانه و تعالى حكايت مىكند كه : ابليس چه تلبيس كرد تا آدم و حوّا را از بهشت بيرون آورد ميگويد كه : شيطان مر آدم را و حوّا را وسوسه كرد و « وسوسه » دعوت باشد با كارى بصوتى پوشيده ؛ و غرض ابليس درين وسوسه آن بود تا لباس بهشت از ايشان دور گرداند و آنچه از ايشان پوشيده بود از عورتهاى ايشان بجامه‌هاى بهشت ظاهر گرداند . در خبر چنين آمده است كه چون ايشان از آن درخت تناول كردند بادى بر آمد و تاج از سر ايشان بربود و بادى بر آمد و حلّه از تن ايشان بيرون كرد و عورت ايشان ظاهر كرد آدم كه آن بديد برميد و در گريختن آمد حق تعالى گفت : يا آدم أ فرارا منّى ؛ از من ميگريزى ؟ - آدم گفت : لا ؛ بل حياء منك ، بار خدايا از تو نميگريزم ؛ شرم ميدارم از تو ، و وسوسهء ابليس اين بود كه خداى تعالى از وى حكايت كرد كه او آدم را گفت كه : خداى شما را باز نداشت و نهى نكرد ازين درخت الّا از بهر آن تا شما دو فرشته نباشيد يا از بهر آن تا در بهشت جاويد نمانيد ، در وهم ايشان چنان انداخت كه هر كه ازين درخت تناول كند صورت او بگردد با صورت فرشته ؛ و هميشه در بهشت جاويد بماند ، و با ايشان سوگند خورد كه : آنچه ميگويم شما را از روى نصيحت ميگويم و من از جملهء نصيحت كنندگانم شما را ، چون ابليس سوگند خورد شبههء ايشان قوى شد از آنجا كه ظنّ ايشان چنان بود كه هيچكس دليرى نيارد كردن بسوگند خوردن بدروغ ، ايشان را به اين سبب و به اين حيله بچاه غرور فرو گذاشت يعنى ايشان را بغرور و فريفتن از آن پايه و منزلت بلند كه بر آن بودند به زمين پست آورد . فلمّا ذاقا الشّجرة بدت لهما سوآتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة و ناداهما ربّهما ألم أنهكما عن تلكما الشّجرة و أقل لكما انّ الشّيطان لكما عدوّ مبين . چون ابليس با ايشان سوگند خورد بسوگند وى فريفته شدند و همچنين مؤمن را بخداى توان فريفتن ، عبد اللّه عمر هر گاه بندهء از آن خود را ديدى كه نماز نيكو كردى وى را آزاد كردى ، وى را گفتند كه : بندگان ترا به نماز مىفريبند تا ايشان را آزاد گردانى ، گفت : هر كس كه ما را بخداى بفريبد ما فريفتهء وى شويم ، پس آنگاه آدم و
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 156 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)