تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
چون ابليس آدم را سجده نكرد خداى تعالى ويرا گفت : اى ابليس ترا چه منع كرد و چه باز داشت از سجدهء آدم كه وى را سجده نكردى چون ترا فرمودم به سجده كردن وى ؟ - ابليس جواب داد و گفت : آنچه مرا مانع و صارف بود از سجده كردن آن بود كه من بهترم ازو ، و بهتر و برتر فروتر را تواضع نكند و مطيع و منقاد و متابع وى نشود و بهترى من آنست كه تو مرا از آتش آفريدهء و آدم را از گل آفريدهء ثعلبى امام اصحاب الحديث در تفسير گفت كه : عبد اللّه عباس گفت كه : اوّلين كسى كه قياس كرد و خطا كرد ابليس بود ، پس هر كس كه در دين قياس كند خداى تعالى وى را قرين ابليس كند ، و قياس وى خطاست هم در اصل و هم در علّت ؛ براى آنكه عبادت خداى تعالى را باشد و تبع مصلحت بود و براى منفعت بنده فرمايد ؛ پس بنده را نرسد كه اعتراض كند از آنجا كه او مصلحت نداند ، و نيز مخطى بود در تعليل و تفضيل خود بر آدم ، براى آنكه هر دو را خداى تعالى آفريد بحسب مصلحت يكى را از آتش و يكى را از گل ؛ و هيچ دو را اختيارى نبود و خيريّت و تفضيل به چيزى باشد كه از جهت بنده بود نبينى كه خداى تعالى ميگويد :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
و مسلّم نيست كه آتش بهتر از خاك باشد براى آنكه منافع در خاك بيشتر است از آنكه در آتش ؛ زمين مستقرّ آدمى و جملهء حيوانات است و منزل و مأواى ايشان است و جاى متصرّف و گشتنگاه ايشان است مرده را و زنده را چنان كه گفت :
« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً ، أَحْياءً وَ أَمْواتاً »
و نيز زمين جاى رزق و روزى حيوانات است تخم كارند درو يكى هفتصد و بيشتر بار دهد و ابليس خداى شناس نبود و در وقت آنكه خداى را عبادت ميكرد منافق بود و نشايد كه اوّل مؤمن بوده باشد و آنگه مرتدّ شده از بهر آنكه ارتداد باطل است ، و نيز خداى تعالى در صفت وى گفت و از وى خبر داد : و كان من الكافرين . ابليس چون زبان اعتراض دراز كرد و نخوت و تكبّر در دماغ آورد خداى تعالى وى را براند و از آنمقام دور كرد و گفت :
« فَاهْبِطْ مِنْها »
، از اين جا كه هستى بيرون شو و ازين درجه فرود آى يعنى از آسمان يا از بهشت به زمين رو ، و روا بود كه نداى ين به زبان فرشتگان بود و او دانسته باشد كه ايشان دروغ نگويند گفت : فرو رو از اينجا كه ترا نرسد و نباشد كه در آسمان يا در بهشت تكبّر كنى و « تكبّر » اظهار كبر نفس