رسولان را بايشان فرستادهام از خلقان و مكلّفان تا ايشان را چه جواب دادهاند و چه عمل كردهاند در آنچه ايشان يعنى رسولان بايشان آوردهاند چنان كه در ديگر آيت گفت :
« فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ »
و همچنين از رسولان بپرسيم تا پيغام رسانيدهاند يا نه و امّتان ايشان بايشان ايمان آوردهاند و متابعت كردهاند يا نه اگرچه خداى را به آن سؤال احتياج نباشد از آنجا كه او عالم الذّات است و ليكن آيت وارد است مورد وعيد و تهديد را و هر آينه با ايشان قصّه كنيم و بر ايشان خوانيم در نامههاى اعمال ايشان آنچه كرده باشند از سر علم و دانش از آنجا كه عالميم باحوال ظاهر و باطن ايشان و ما از ايشان غايب نبودهايم تا افعال و احوال ايشان ندانيم بلكه با ايشان بودهايم
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ
و
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
.
در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : إنّ اللّه يسأل كلّ احد بكلامه ليس بينه و بينه ترجمان » خداى تعالى هر كس را بكلام خود سؤال كند و به خودى خود با وى خطاب كند كه در ميان ايشان ترجمانى نباشد سؤال مؤمنان بر وجه تذكير و تنبيه باشد و سؤال كافران بر وجه تقريع و توبيخ باشد تا به مقدار آنكه كافران را غم و وحشت رسد مؤمنان را سرور و بهجت باشد و سؤال پيغمبران هم براى ملامت كافران باشد چنان كه گفت :
« أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ »
و مناقضه نيست ميان اين آيت و اين آيت كه :
« وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ »
براى آنكه نفى سؤال استرشاد و استعلام است نه نفى سؤال تقريع و توبيخ
[ وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ]
روز قيامت سنجيدن اعمال بترازوى عدل حقّ است و راست است ، ترازوى قيامت را دو كفّه باشد يكى كفّهء حسنات و يكى كفّهء سيّئات ، و آنچه بسنجند صحايف اعمال باشد چنان كه در اخبار آمده است مجاهد و ديگر علما گفتهاند كه : اين مجاز است و كنايت است از عدل خداى تعالى با بندگان خويش يعنى حساب به حق خواهد كردن و جزا بعدل و داد خواهد داد چنان كه كسى چيزى بترازو سنجد رها نكند كه كفّه بچربد و تفاوت كند و خداى تعالى عالم است بمقادير و تفاصيل آن امّا حكمت درين آنست تا مكلّفان را وعظى و زجرى باشد و لطفى در تكليف پس هر كه ترازوى حسنات و طاعات وى گرانبار بود و طاعت او بسيار بود او