تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 145 ]

قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 145 ) حق سبحانه و تعالى رسول خود را ميفرمايد كه بگوى اى محمّد مرين كافران را كه : حرام آنست كه خداى تعالى حرام كرده باشد و من كه محمّد رسول خدايم نمىيابم در آنچه به من وحى كرده شد از قرآن هيچ طعامى از اين جمله كه شما حرام كرده‌ايد و ميگوئيد كه : خداى تعالى حرام كرده است من هيچ طعام حرام كرده نمىيابم بر هيچ طعام خورندهء كه طعام خورد يعنى خداى تعالى هيچ چيز در شرع حرام نكرد مگر آنچه مردار باشد و براى آن « مردار » گفت تا آنچه در « سورة المائده » است از « منخنقه » و « موقوده » و « متردّيه » و « نطيحه » در تحت او داخل باشد از بهر آنكه هر چه نه بر آن وجه كه خداى تعالى فرموده باشد بكشند مردار بود يا خون ريخته يعنى آن خون كه روان بود حرام است و جگر خون است چون روان نيست حلال است يا گوشت خوك كه او پليد است و حرام است و اين هر سه را تخصيص براى آن كرد كه تحريم اين مؤكّدتر است و گفته‌اند كه : اين بنصّ قرآن است و باقى محرّمات بوحى است نه به قرآن ، و گفته‌اند كه : اين سوره مكّى است و در مكّه حرام اين بود باقى محرمّات را بيان بمدينه آمد و از خوك جملهء اجزاى او حرام است و او نجس العين است اگرچه ذكر گوشت وى كرده است آنگه گفت :
[ أَوْ فِسْقاً ]
يعنى با چيزى كه آن را بر نام خداى نكشته باشند كه اين نيز هم حرام است و [ فسق ] براى آن گفت كه : فرمان حقّ است كه هر چه بكشند بر نام خداى كشند و چون بر نام غير خداى تعالى كشند فسق باشد ، از بهر آنكه از فرمان بيرون آمده باشند آنگه از غايت كرم و فضل و رحمت خويش رخصت داد بندگان را كه چون عاجز شوند و در مانند و هيچ نيابند كه تناول كنند و بيم تلف نفس و هلاكت باشد كه از آنچه ازين جمله است به قدر سدّ رمق خود بخورند گفت
[ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ ]
و هر كه مضطرّ شود و ضرورت او را به آن دارد كه اين چيزها را تناول بايد كردن ته چنان كه باغى باشد يعنى كه بر امام عدل بيرون آمده باشد كه آنگه وى را نبود