تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
است از
[ حَمُولَةً ]
يعنى بيافريد براى شما هشت جفت آنگه بيان كرد و گفت : از گوسفند دو نر و ماده و از بز دو نر و ماده ، و از جعفر صادق عليه السّلام روايت است كه : مراد بقول خداى
[ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ ]
اين دو يكى اهلى است و يكى وحشى همچنين دو بز و گاو اهلى و وحشى خواسته است و در اشتر عربى و بختى خواسته است و برين قول هشت جفت شانزده عدد باشد و بر آن وجه كه گفته شد هشت عدد باشد و عرب نر و ماده را « زوجان » خوانند و تخصيص اين اجناس براى آن كرد كه از اين جمله بوده است كه ايشان حرام كرده بودند آنگه خداى تعالى گفت بر سبيل احتجاج و ردّ بر ايشان كه : بگوئيد تا كدام حرام كرد خداى ازين هشت گانه دو نر حرام كرد يا دو ماده دو نر از گوسفند يكى و از بز و ديگرى از ميش و امّا آنچه مشتمل بود و گرد در آمده بر او ارحام آن دو ماده مرا خبر دهيد بعلمى و دانشى اگر درين دعوى راست ميگوئيد مفسّران گفتند كه : مشركان بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله آمدند و خطيب ايشان ابو الاحوص بود و در معنى بحيره و سائبه با وى مناظره كردند رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : اين چيزها را چرا حرام كرده‌ايد از جهت نران يا مادگان يا از جهت هر دو ؛ هيچ بچهء نباشد الّا از نر و ماده و بچه علّت بهرى بر زنان حرام است و بر مردان حلال و چون بميرند بر همه حلال باشد ؟ - ابو الاحوص فرو ماند و هيچ جواب نداشت ، گفت كه : خداى تعالى چنين فرمود ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد و ردّ كرد بر ايشان ،
[ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ ]
و از شتران هم جفت آفريد نر و ماده و از گاو همچنين آفريد نر و ماده بگوى اى محمّد مر ايشان را و بپرس تا از اين دو گانه خداى تعالى كدام حرام كرد دو نر يا دو ماده يا آنچه رحم اين دو جنس ماده برو مشتمل است از بچه يا ؛ خود شما حاضر بوديد چون خداى تعالى شما را به آن وصيّت ميكرد و ميفرمود از آنكه شما چون بپيغمبران ايمان نداريد تا ايشان خبر دهند پس لابدّ كه شما حاضر بوده باشيد كه خداى تعالى اين وصيّت كرد شما را اين جمله بر سبيل ردّ و تخطئه و تجهيل ايشان است آنگاه گفت : كيست ظالمتر و ستمكارتر از آنكس كه دروغ بر خداى تعالى نهد تا مردان را بجهل خويش گمراه كند و خداى تعالى لطف نكند با چنين كافران كه بر كفر مصرّ باشند و ايشان را راه ننمايد ببهشت براى آنكه مستحقّ عذاب دائم باشند .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 127 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)