مشرك نباشيم و پدران ما ، هيچ كس مشرك نبودندى و آنچه ما و پدران ما حرام كردند هم بخواست خداى تعالى بود كه اگر نخواستى هيچ كس « 1 » هيچ چيز حرام نكردى پس هر چه كردند همه برضا و ارادت وى بود ، اى محمّد اين دروغى صريح است و باطلى ظاهر كه ايشان ميگويند و آنان كه پيش از ايشان بودند پيغمبران خود را تكذيب كردند و بر خداى تعالى دروغ گفتند تا آنكه عذاب ما بايشان رسيد ايشان هلاك شدند و سختى عذاب ما بچشيدند آنگه گفت : اى محمّد بگو اين كافران را كه اين محالات ميگويند :
بنزديك شما هيچ علمى و كتابى هست كه بيرون آريد از بهر ما و باز نمائيد كه اين همچنين است كه ما ميگوئيم ؟ و اين بر سبيل تهكّم و سخريّه است ايشان را ، آنگه گفت : اى محمّد بگوى ايشان را كه : شما را درين هيچ علمى و دانشى نيست و شما متابعت نميكنيد الّا گمان را و شما نميگوئيد الّا دروغ ، يعنى آنچه ميگوئيد از سر ظنّ و گمان ميگوئيد و گمان خطا باشد و با خود تقدير كرده كه چنانست .
حق تعالى باز نمود درين آيت كه مشركان مجبر بودند و بجبر گفتن « 2 » مذهب مشركان است ، مجبران هم آن مقالت ميگويند كه مشركان گفتند و مشركان نيز همان مقالت گفتند كه پيش ايشان گفتند و اين آيت من أدلّ الدّليل است بر بطلان قول مجبّره و اضافت ايشان ارادهء كفر و قبيح را با خداى تعالى براى آنكه باتّفاق آيت وارد است مورد مذمّت و ملامت بر گويندگان اين مقالت ، بنگر تا چه مقالتى باشد جبر كه خداى تعالى ملامت بشرك و كفر رها كند و ايشان را بجبر ملامت كند تا اين مثل در حقّ ايشان محقّق شود كه : مع كفره قدرىّ ، كه با آنكه كافراند قدرىاند ، و چون اين مقالت بر كافران و مشركان عيب و نقص باشد همانا بر مسلمانان هنر و مدح نباشد ، و اين مذهبى است كه عقل و سمع بر بطلان آن گواهى ميدهد امّا سمع چون اين آيت و آيتهاى ديگر كه كفر و ظلم و فسق اضافه با كافران و ظالمان و فاسقان كرده است در آنجا كه گفته :
« كَفَرُوا *
، و
ظَلَمُوا *
، و
فَسَقُوا » *
و عقل ميگويد كه : اگر كفر و ظلم و فسق
هامش
( 1 ) - در يك نسخه : « كه اگر نخواستى كه هيچ كس چيز حرام كند هيچ كس »
( 2 ) - گفتن در اينجا بمعنى قائل شدن و معتقد گرديدن است و بدينجهت ببا استعمال شده است مانند « قال به » در عربى .