ثوابست و نمودن راه بهشت ؛ بيانش قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ
اى يثيبهم و يهديهم الى طريق الجنّة ، و مراد به « اضلال » آن بود كه روز قيامت ايشان را از بهشت بگرداند و بدوزخ برد پس برين وجه معنى اين بود كه هر كه را خداى تعالى خواهد كه ثواب دهد و راه بهشت نمايد براى اسلام دل وى را روشن و گشاده و خرّم گرداند ؛ و هر كه را خواهد كه هلاكش كند و از راه بهشت بگرداند دل او را تنگ كند و غمگين گرداند بانواع هموم و اختلاف عذابها تا در صعوبت و مشقّت كار خود به كسى ماند كه وى را گويند كه : به آسمان شو إمّا بآلتى در مشقّت و صعوبت ؛ و إمّا بىآلت در تعذّر و استحالت ، و همچنين نهد و كند خداى تعالى عذاب بر آنكسانى كه ايمان نيارند و بعضى معنى آيت برين وجه گفتهاند كه : هر كس كه خداى خواهد كه او را هدايت كند او شرح صدر خود كند يعنى دل خود را روشن و گشاده گرداند براى اسلام و نظر كند در ادلّه و تحصيل علم كند ؛ بيانش ؛
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
، و ليكن هر كه را خواهد كه گمراه كند يعنى حكم كند و نام برد كه او ضالّ و گمراه است و حكم وقتى كنند كه محكوم عليه على ما هو عليه باشد پس او به ترك نظر در ادلّه و حجج و آيات دل خود را تنگ گرداند و در دل بسته گرداند تا نور ايمان در دل وى نيفتد و لا بدّ از ظاهر آيت عدول مىبايد كرد از آنكه بر حقيقت دل مؤمن و كافر بر يك حدّ است چون خصم گويد كه : آن كنايت است از ايمان و كفر ، ما گوئيم : چرا نشايد كه كنايت باشد از حجّت و شبهت و خذلان و توفيق و از تمكين و تخليه ، و وجه تشبيه در
[ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ ]
آنست چنان كه در دل ايشان ضيق و حرج كرد بر تن اينان عذاب ابد نهد و اين تأويل آيت را مقتضى عقل و شرع است كه اهل عدل گويند بخلاف آنكه مجبران گويند كه : بنده را مجبر گويند و از اختيار بيرون برند و نسبت كفر و ايمان با خداى كنند و خداى تعالى را به تكليف ما لا يطلق ظالم گويند ؛ و با آنكه در عقل بخلاف اين مقرّر است و در قرآن به عكس اين مذكور است كه جملهء افعال با بندگان مضاف و منسوب است چنان كه :
الَّذِينَ آمَنُوا *
، و
الَّذِينَ كَفَرُوا *
، و اگر نه چنين بود قرآن سراسر متناقض بود كه هدايت را خداى تعالى ميگويد ما داديم ؛
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
. . . ،
وَ أَمَّا ثَمُودُ