[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 121 ]
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ( 121 )
چون نهى كرد جملهء مكلّفان را ؛ گفت : مخوريد آنچه نام خداى برو نبرده باشند و تسميه نگفته ، و اين آيت دليل است بر وجوب تسميه . و ذبايح اهل كتاب حرام باشد و تسميهء ايشان تسميه نبود براى آنكه خداى را نشناسند ، و بنزديك ابو حنيفه و اصحابش تسميه واجب است و بنزديك شافعى سنّت است آنگه گفت :
[ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ ]
يعنى آنچه نام خداى تعالى برو نبرده باشند خوردن آن فسق است و بيرون آمدن از فرمان خداى تعالى
[ وَ إِنَّ الشَّياطِينَ ]
و بدرستى كه ديوان يعنى رؤسا و احبار كه مقدّمان و پيشوايان كافرانند و در كفر چون شياطين متمرّ داند وحى ميكنند بدوستان خود و ايشان را ميفرمايند تا با شما كه مسلمانانيد مخاصمه كنند در استحلال ميته و مردار و گويند : آنچه خداى كشته باشد خوردن آن اولىتر باشد از آنچه ما كشته باشيم ، عكرمه گفت : گبران بودند كه مشركان را بمجادلهء مسلمانان ميفرمودند ، ابن عبّاس گفت كه : وسوسهء ديوان است دوستان خود را از اهل كتاب و مشركان تا با مسلمانان جدال كنند آنگه مسلمانان را گفت : اگر شما طاعت ايشان داريد درين و جز ازين ؛ شما نيز همچون ايشان كافر باشيد و مشرك ؛ براى آنكه هر كه مردار را حلال داند باجماع كافر بود ، و هر كه مردار خورد به اختيار و حلال نداند فاسق باشد .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 122 تا 123 ]
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 122 ) وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ( 123 )
حقّ جلّ جلاله ميگويد كه : آنكس كه مرده باشد يعنى كافر باشد و خداى تعالى كافران را مرده خواند فى قوله :
« أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ »
و ما او را زنده كنيم بايمان و اسباب و آلات ايمان از اقدار و تمكين و از إزاحت علّت و نصب ادلّه و الطاف و توفيق او را نورى كنيم كه با آن نور در ميان مردمان ميرود روز قيامت از نور طاعت و ايمان ؛ چنان كه گفت :