تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
باشند از جهودان آن كسانى كه تغيير و تبديل نكردند و برسول ايمان آوردند . و روا بود كه مراد مؤمنان اهل اسلام باشند و مراد بكتاب قرآن بود زيرا كه در بسيار جايگاه خداى تعالى قرآن را كتاب خوانده است چنان كه گفت :
الم ذلِكَ الْكِتابُ
، و
حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ *
.

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 115 ]

وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 115 ) تمام شد كلمهء خداى تو اى محمّد يا كلمات وى كه آن وعد است به ثواب و وعيد است بعقاب ، آن كلماتى كه درست و راست است و آن را هيچ مبدّلى و گردانندهء نباشد چنان كه در آيت ديگر وعده را كلمه خوانده است كه :
وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ
، و اين وعده‌ايست كه خداى تعالى ايشان را داده بود ؛
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
، و گفته‌اند كه : مراد به [ كلمات ] شرايع است ، و اين قول نيكوترست براى آنكه در شرايع نسخ نرود الّا آن وقت كه تأويل كنند كه هيچ مبدّلى نيست كلمات او را غير او ، در آيت دليل است كه كلام خداى محدث است براى آنكه گفت : تمام شد ، و آنچه تمام شود پس از آنكه تمام نباشد محدث بود ، بعضى مفسّران گفتند كه : معنى آنست كه كس آن را تبديل نتواند كرد و بجاى كلمهء او كلمهء ديگر نتواند نهاد كه اگر بنهد نگذارند و آن را محو كنند چنان كه مرواينان « عمران » را با « مروان » كردند در قول خداى تعالى :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ
، چون بجاى « عمران » : « مروان » نهادند مراد ايشان برنيامد ، آنگه گفت :
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
، اوست آنخدائى كه شنوندهء گفتار خلقان است و دانندهء كردار ايشان ، جزاى گفتار و كردار ايشان بايشان رساند .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 116 تا 117 ]

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ( 116 ) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ( 117 ) مفسّران گفتند كه : سبب نزول آيت آن بود كه كافران مردار ميخوردند چون مسلمانان بر ايشان عيب ميكردند گفتندى : اين عيب بر شماست كه آنچه ميكشيد