دشمنان بسبب آن برو حسد بردند و دشمن وى شدند گوئى كه خداى تعالى كرد از آن وجه كه سبب آن فعل خداى بود چنان كه اگر شخصى بر شخصى نعمتى كند كه وى را بسبب آن حاسدان پديد آيند گويد كه : من ترا حاسدان پديد آوردم .
وجهى ديگر آنست كه خداى تعالى پيغمبران را فرمود كه : با كافران دشمنى كنيد چون با كافران دشمنى كنند كافران نيز با ايشان دشمنى كنند چون سبب دشمنى كافران دشمنى پيغمبران بود و آن بامر خداى باشد پس به اين معنى از جهت او باشد خداى تعالى رسول را صلّى اللّه عليه و آله بر سبيل تسليت ميگويد كه : مپندار كه اين عداوت و دشمنى كافران خاصّ با تست و با كسى ديگر نبوده بلكه هر پيغمبرى كه فرستاديم وى را دشمنان بودند از جنّيان و انسيان كه بعضى ازين ديوان و آدميان و پريان وحى ميكنند ببعضى از ايشان ؛ و وحى القاء كلام خفى باشد و آن دعوت انس و وسوسهء « 1 » جنّ بود و با يكديگر ميگويند گفتار آراسته از بهر غرور و فريب و اگر خداى خواستى اى محمّد كه ايشان اين افعال نكنند و يكديگر را فريب ندهند بر سبيل قهر و اجبار ايشان نكردندى و ليكن نخواست براى آنكه اين خواست منافى تكليف است تو نيز اى محمّد رها كن ايشان را با اختيار ايشان و با آن دروغ كه ميگويند و بقهر ايشان را منع مكن كه خداى تعالى مكافات ايشان بكند ، اين بر سبيل تهديد است چنان كه گفت :
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ
، محمّد باقر عليه السّلام گفت : معنى
[ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ]
آنست كه شياطين يكديگر را ببينند و بهرى بهرى را بياموزند آنچه خلق را بدان اغوا كنند و اين سخن آراسته شياطين جنّ و انس بر سبيل غرور از بهر آن القا ميكنند تا دلهاى كافران به آن ميل كند آن كافران كه ايمان نمىآورند بسراى باز پسين و تا ببينند آن را و بكنند آنچه ايشان خواهند .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 114 ]
أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ( 114 )
خداى تعالى ميفرمايد رسول خود را كه بگوى اين كافران را كه : من جز از خداى
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « از وسوسهء » .