تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ابن عباس گفت : آيت در شأن آنان آمد كه ايشان اقتراح كردند و آيت خواستند و گفتند : بايد كه : فرشتگان را فرستند تا بر صدق دعوى تو گواهى دهند و مردگان را زنده كنند تا در سخن آيند و بر صدق تو گواهى دهند و برين سوگند خوردند كه اگر اين باشد ما ايمان آريم خداى تعالى ردّ كرد بر ايشان و بيان كرد رسول را كه اينان دروغ ميگويند چه اگر ما فرشتگان را بديشان فرستيم از آسمان و مردگان را زنده كنيم براى ايشان از هر جنسى جماعتى و از هر گروهى امّتى تا ايشان معاينه ببينند و با ايشان سخن گويند با اين همه ايشان ايمان نيارند مگر آنگه كه خداى تعالى خواهد كه ايشان را بقهر بر ايمان دارد يا علم ضرورى در ايشان آفريند و ليكن بيشترين ايشان جاهل و نادانند و نميدانند كه اگر خداى تعالى آنچه ايشان ميخواهند بكند هم بطوع و رغبت ايمان نيارند و در آيت دليل است بر آنكه اگر خداى تعالى دانستى كه ايشان را آنچه كه خواستندى بدادى ايمان آوردندى بر خداى بود كه آن بكند تا ايمان آورند كه اگر درين حال نكند مؤدّى بود با نقض غرض ؛ و منافى حكمت بود ، بخلاف قول كسى كه گويد : روا باشد كه در معلوم لطفى باشد كه خداى داند اگر با كافران بكند ايمان آورند و نكند .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 112 تا 113 ]

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ ( 112 ) وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ ( 113 ) و همچنين ما كرديم هر پيغمبرى را دشمنى از ديوان آدمى شكل و پرى صورت يعنى چنان كه ديگر پيغمبران را دشمنان بودند ترا نيز باشند و چنان كه دشمنان ديگر پيغمبران را تخليه و تمكين كرديم دشمنان ترا هم تخليه كنيم و بقهر و جبر منع نكنيم چه اگر مكلّف ممكّن و مخلّى نباشد مضطرّ و ملجأ بود و اين منافى تكليف بود . وجهى ديگر آنست كه [ جعلنا ] بمعنى « سمّينا و حكمنا » بود و حكم و تسميه تابع محكوم و مسمّى باشد ؛ و در تغيير وى را أثرى نبود بلكه تعلّق او به آن على ما هوبه باشد . وجهى ديگر در معنى آيت آنست كه چون خداى تعالى بر رسول نعمتها كرد كه