تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
اگر آيتى بايشان آيد ايمان آرند ، آنگه گفت : اى محمّد تو جواب ده ايشان را ؛ بگوى كه : آيات بدست من نيست بامر خداى است و نزديك وى است اگر مصلحت داند اظهار كند و اگر نه نكند ، آنگه خطاب كرد جمعى را از صحابه كه ايشان پنداشتند كه اگر خداى تعالى اين آيات اظهار كند ايشان ايمان آرند گفت : شما چه دانيد كه چون اين آيتها بيايد ايشان ايمان خواهند آوردن و بر اين وجه [ لا ] زيادت باشد چنان كه در جائى ديگر گفت :
ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ؟
و بعضى از اهل معانى گفته‌اند [ أنّها ] بمعنى [ لعلّها ] بود يعنى چه دانيد شما ؟ تواند بودن كه عند اين آيات ايمان نيارند ، و گفته‌اند كه : خطاب با مشركان است يعنى شما كه مشركانيد چه دانيد كه عاقبت كار چه است ؟ و در دل هر كسى چيست ؟ آنگه ايشان را خبر داد از آنچه ايشان ندانستند و گفت : حال اينست كه اگر آيات بيارند ايشان ايمان نيارند ، آنگه گفت : ما بر گردانيم دلها و چشمهاى ايشان را بر سبيل عقوبت چنان كه ايشان اوّل بار به آن ايمان نياوردند ما بوقت دويم دلها و چشمهاى ايشان را برگردانيم يعنى در دوزخ به آتش دوزخ بر سبيل جزا ؛ و عقوبت ايشان بوفق گناه ايشان كنيم ، و گفته‌اند « 1 » كه : معنى آنست كه ما راز دلهاى ايشان و خيانت چشمهاى ايشان دانيم و آنچه ايشان در ضمير آرند بر ما پوشيده نماند ؛ چون كسى كه كارى روى بر روى گرداند حقيقت آن و باطن آن بداند ما دلهاى ايشان بگردانديم باطن بخلاف ظاهر يافتيم ، و گفته‌اند كه : معنى اينست كه : شما چه دانيد كه ما دلهاى ايشان و چشمهاى ايشان ميگردانيم و مهر ميكنيم بر سبيل تخليه و خذلان پس ايشان نميدانند و نمىبينند حق را چنان كه اوّل بودند كه عند نزول آيات ما ايمان نياوردند و شما چه دانيد كه ما ايشان را در طغيان و ضلالت ايشان رها كنيم و ايشان را با عمل ايشان گذاريم و بقهر و جبر منع نكنيم تا در ضلالت و طغيان سر گشته و متحيّر مىباشند .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 111 ]

وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ( 111 )
هامش
( 1 ) - قائل اين قول على بن الحسين المغربى مفسر معروف شيعى است چنان كه در تفسير ابو الفتوح تصريح كرده است ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 323 ؛ س 12 ) و در موارد بسيار ديگر نيز نام او را برده است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 106 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)