تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
گفت : اين آيت منسوخ است بآيت قتال آنگه خداى تعالى جلّ جلاله فرمود كه :

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 107 ]

وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ( 107 ) اگر خداى تعالى خواستى اين كافران و مشركان كافر و مشرك نبودندى و با خداى تعالى انباز نگرفتندى يعنى اگر خداى تعالى از ايشان بر سبيل قهر و الجا ايمان خواستى ايشان را بقهر بر ايمان داشتى امّا برين وجه نخواست بلكه بر سبيل اختيار خواست كه اگر بر سبيل الجا و اضطرار خواستى منافى حكمت و ناقض غرض بودى و غرض حق سبحانه و تعالى به تكليف بندگان تعريض ثواب است و آن تا بر وجه اختيار و تردّد دواعى نباشد مكلّف مستحقّ ثواب نباشد و آيت را دليل نيست بر آنكه خداى از ايشان ايمان نميخواهد بر سبيل اختيار از آنكه در آيتهاى ديگر جملهء كافران و مشركان را امر كرد بايمان و امر امر نبود الّا وقتى كه آمر مريد مأمور به باشد و نيز اگر خداى تعالى مريد شرك و كفر بودى بايستى كه كافر و مشرك مطيع بودندى كه مطيع آن باشد كه آن كند كه ازو خواهند پس معلوم شد كه مراد از اين آيت آنست كه اگر خداى تعالى از ايشان ايمان خواستى بر سبيل قهر و الجا ايشان شرك نياوردندى آنگه گفت : اى محمّد ما ترا بر ايشان نگاهبان نكرده‌ايم پس ايشان را از كفر بقهر منع كنى يا نگهبانى كه با وجود تو و محافظت تو ايشان كفر نيارند و اگر كفر آرند بر تو تاوانى نباشد چون تو بر ايشان و كيل نهء كه بمصالح ايشان از مصالح دين و دنيا قيام نمائى ، اين دو هيچ بر تو مفوّض نيست مائيم كه حفيظ و رقيب احوال و افعال ايشان و و كيل و كفيل ارزاق ايشانيم و بر تو جز ابلاغ و انذار چيزى نيست و گفته‌اند كه : اين آيت بمكّه آمد پيش از آنكه قتال فرمودند .

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 108 ]

وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 108 ) سدى گفت : سبب نزول آيت آن بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله را عمّش ابو طالب حمايت كردى چون ابو طالب را وفات نزديك رسيد مشركان گفتند : بيائيد تا بنزديك اين مرد رويم و حجّت برو گيريم و گوئيم كه : اين پسر برادرت را از ما باز دار كه ما تا امروز بحرمت تو چيزى نميگفتيم از آنكه تو پير و سيّد مائى و اگر نه ويرا بكشيم آنگه
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 103 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)