تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
بدن به ظاهر و مفتح و قاطع نزف الدم همه اعضاء العين اكتحال آن جهت التيام قرحه و رفع دمعهء بارده مفيد الفم غرغرهء آن با آب سداب جهت زلوى در حلق مانده الصدر آشاميدن آن رافع چرك سينه و طلاى آن جهت خناق السموم چون آن را با مثل آن فضلهء انسان تصعيد كنند آشاميدن يك مثقال آن در رفع سم مطلق سميات مجرب دانسته‌اند و از اسرار مكتومه است الطحال آشاميدن آن رافع طحال الجروح و القروح ضماد و ذرور آن مجفف قروح و حابس نزف الدم آنها و جروح و رافع چرك آنها الزينة طلاى آن با روغن تخم‌مرغ رافع برص و با عسل جهت داء الثعلب و داء الحيه و سعفه و با روغن كنجد جهت جرب الخواص پاشيدن آب محلول آنكه در جاى نمناك كذاشته حل كنند و يا با سركه حل نمايند و بدستور بخور آن باعث كريختن مار و هوام است از ان مكان و چون محلول آن را بر كاغذى نقش كنند و در اطراف خود كذارند هوام قريب بدان نكردند المضار سه درهم آن كشنده است به تقطيع احشا مداواى آن قئ نمودن بشير و روغن و اشياى امراق دسمه و اطعمه چرب خوردن است و سائر تدابير زرنيخ و زنجفر خورده

* فصل النون مع الهاء *

* نهما *

بفتح نون و سكون ها و فتح ميم و الف

* ماهيت ان

اسم نبطى درختى است كوهى ساق آن مربع و به قدر يك قامت و با زغبي مائل بزردى و شكوفهء آن بعضى مائل بسفيدى و بعضى مائل بسرخي و ميان آن تهي و عميق و با عطريت و برك آن بعضى مستدير و بعضى دراز و بىثمر

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

مقوى و مفرح اعضاء الراس بوئيدن آن جهت سد نزلات و زكام و بدستور بخور آن النفض و الصدر آشاميدن آن با تفريح و مقوى قوى و رافع خفقان و مدر خون و فرزجهء آن منقى رحم و خوش‌بو كنندهء آن السموم با سركه رافع همه سموم الزينة آشاميدن خيسانيدهء آن با مويز و بعد از ان بادام خوردن مسمن بدن الخواص چون يك درم آن را با هفت عدد دانهء كشنيز در پارچهء كبودى بسته در چاه اندازند در تابستان باد سرد وزيدن كيرد و چون در حرير سرخ پيچيده بر بازوى چپ بندند رفع سحر و چشم بد كند بالخاصيت

* فصل النون مع الياء المثناة التحتانية *

* نيده *

بفتح نون و سكون ياء و فتح دال مهمله و ها لغت مصرى است بفارسي سمنو بواو و سمني بيا نيز نامند

* ماهيت ان

از اغذيهء معروفه اكثر بلاد است شيرين و لذيذ مىباشد و دستور صنعت آن آنست كه كندم جيد را صاف نموده در آب مىخيسانند و بر تخته و يا خانچهء چوبى و غير آن پهن مىنمايند بضخامت سه چهار انكشت و پارچهء كرپاس پاكيزه بران مىاندازند و هر روز بران آب مىپاشند تا آنكه ريشه برآورد و سبز كردد و چون به مقدار چهار پنج انكشت رسيد آن را بريده كوبيده آب آن را افشرده صافى نموده بدستور قديم آب صافى آن را در ديك مىكنند و با آتش ملايم طبخ مىدهند و قطعات يخ بدفعات در ان مىاندازند و طبخ مىدهند تا غليظ و شيرين كردد و بدستور جديد كه بالفعل معمول ميان عوام آنست كه آب صافي آن را با سه چهار وزن آن آرد ميدهء خالص در ديك بزركي طبخ مىنمايند به ملايمت تا اينكه نضج يابد و طعم خامي آن بر طرف شود و بعضى مغز بادام و پسته و كردكان درست غير كوبيده و بعضى درست با پوست در حين طبخ در ان مىاندازند و بعضي بيپوست نيز و بعد از كمال نضج زماني سر آن را مستحكم نموده دم داده در ظرف برمىآورند و تناول مىنمايند بسيار لذيذ و شيرين مىباشد و عورات اكثر بلاد اين را به طهارت و پاكيزكي و حسن عقيده و خضوع و خشوع تمام بنياز حضرت سيد النسا صلوات للّه عليها مرتب مىنمايند و بعنوان تبرك از براى مواليان و محبان اوشان جابجا مىفرستند

* طبيعت ان

در