الزينة جالى كلف و بهق و برص و داء الثعلب نافع خصوص محرق آن الاورام و البثور ضماد آن جهت تحليل ورم رخو و كل اورام در ابتدا و جهت خراجات مضر رئه مصلح آن عسل مقدار شربت آن تا دو درم بدل آن به وزن آن آرد جو و ثلث آن ماميثا است و دستور اخذ رنك آن آنست كه بكوبند و در آب يكشبانهروز بكذارند پس تهنشين آن را بكيرند و درخمى كنند و پر از آب نمايند و در زير آن آتش ملايم كنند و برهم زنند تا كف بر سر آورد تا كف آن را بكيرند و استعمال نمايند در رنك ثياب و غيرها
* نيلج *
بكسر نون و سكون يا و فتح لام و جيم لغت عربي نيل است و بعضى غير آن دانستهاند
* ماهيت ان
نباتى است برك آن شبيه ببرك صعتر و بر روى زمين مفروش و در حوالى دربند شيروان كثير الوجود
* افعال و خواص آن
اقراص معمول آن را جهت بياض چشم بيعديل دانستهاند *
* نيم *
بكسر نون و سكون يا و ميم لغت هندى است كويند اصل آن نينب بوده كه بنا بر قاعدهء مقرره در الفاظ فارسيه هر جا كه نون با باء موحدهء ساكنه جمع شود با را با ميم بدل مىكنند مانند دنب و سنب كه با را با ميم بدل كرده و براى تخفيف نون را حذف كرده دم و سم شده در آنجا نيز همين عمل نموده نيم كشته
* ماهيت ان
درختى است عظيم هندى معروف و مشهور برك آن باريك و مشرف و نازك و اندك از برك انار بزركتر و تشريف آن زياده و كل آن در خوشه و وسط كلها زرد و اندك با عطريت و خوشمنظر و ثمر آن به قدر سنجد بسيار كوچكي يعنى مدور اندك طولاني و رسيدهء پختهاى آن زردرنك و تلخ با اندك شيريني يحتمل كه آنچه حكيم مير محمد مؤمن رح تع در تحفه نوشتهاند كه آن را در اصفهان سنجد كرخى و در مازندران كنار نامند و در بعضى بلاد معروف بدرخت توز است چندان اصلى نداشته باشد زيرا كه نيم در غير بلاد هند نمىشود و مستعمل اكثر برك تازهء آنست
* طبيعت ان
نزد اهل هند سرد در اول و خشك در دوم و نزد بعضى در اول كرم و تر و نزد بعضى معتدل
* افعال و خواص ان
محلل و منضج اعضاء الراس بخور برك مطبوخ آن در آب جهت درد كوش و اوجاع مفاصل و قطور عصارهء برك تازهء آن به تنهائى و يا با عسل در بينى مسكن صداع و در كوش مسكن وجع و مصلح جراحات و مانع آب رفتن از ان و مضمضه به آب برك تازهء آن و يا به آب مطبوج آن جهت تقويت لثه و درد دندان نافع اعضاء النفض آشاميدن آب برك تازهء مطبوخ آن و يا آنكه برك آن را سائيده و كردهء با نى پخته در آب اندازند و آب آن را سه شبانروز بياشامند جهت تحليل رياح و رطوبات معده و التيام مجارى بول و تصفيهء آنها و آشاميدن آب مطبوخ پوست بيخ آن به قدر دوازده مثقال مدر حيض بسته شده و آشاميدن ثمر آن يك مثقال حابس اسهال مزمن و حكيم مير محمد افضل در مجربات خود نوشته كه ثمر آن كرم و تر و ملين بطن و رافع جذام است الاورام و البثور و الدماميل ضماد برك كوبيدهء كرم نمودهء آن و بدستور ضماد پختهء آن بدين نحو كه در ظرف سفالى كرده و ظرف ديكر بر سر آن كذاشته و اطراف آن را بسته بر آتش كمي كذارند كه ببخار طبخ يابد و يا آنكه در برك بيد انجير و يا برك موز بسته در زير خاكستر كرم طبخ نمايند جهت تحليل اورام حارهء رطبه و بارده و نضج دماميل و تنقيهء قروح و التيام آنها و تسكين اوجاع و امثال اينها نافع و ضماد سائيدهء آن با اندك نمك منقي قروح خبيثه و خورندهء كوشت فاسد و بدستور باكركه شكر سرخ تيره مائل بسياهي است اكال قروح و جروح است و چون بفتيله آلوده در دهن زخم كذارند كشاده كرداند و چون در جوف آن فرستند تنقيهء آن نمايد خصوص كه بر بالاى آن زخم برك سائيده كرم كرده و يا مطبوخ بنحو مذكور بسته باشند و چون قروح و جروح تنقيهء تام يافتند و خواهند ملتئم سازند بايد كه بىنمك استعمال نمايند و مرهم و دهن آن نيز جهت اكثر قروح و جروح و سوختكي آتش نافع و بعضى روغن آن را نائب مناب روغن شيخ صنعان دانستهاند و صنعت آن هر دو و حلواى