برك آن در قرابادين كبير ذكر يافت و عرق پوست درخت بسيار كهنهء آنكه نيم كوفته هر مقدار كه خواهند و با ربع وزن آن شكر سرخ كه بهندكر نامند اما صاف خالص باشد و ده وزن آن آب بخيسانند و روزها بآفتاب و شبها در سايه كذارند تا بيست و يك روز پس عرق كشند بدستور مقرر و روزى دو توله تا چهار توله آن را بياشامند و از عقب آن بفاصله يكدو ساعت نان با روغن كاو تازه بخورند تا بيست و يك روز يا زياده بحسب حاجت و مرض و از نمك و ترشي و ماهي و بادى پرهيز نمايند جهت اكثر امراض مانند لقوه و فالج و استرخا و اوجاع مفاصل و غيرها و استسقا و نزول آب در هر عضوى كه باشد و قروح مجارى بول و جذام و قروح خبيثه و ساعيه و جرب متقرح و قوبا و امثال اينها نافع و بدستور آشاميدن نقوع مذكور جهت امراض مزبوره روزى دو توله بدستور و مراعات پرهيز *
* نيلوفر *
بكسر نون و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم لام و سكون واو و فتح فا و راء مهمله معرب از نيلوپهل هندى است زيرا كه نيل به زبان هندى بمعني آب و پهل بمعني ثمر است و بيوناني نميقا و بعربي كرنب الماء و حب آن را حب العروس و به زبان بنكله سپلا و كوئين نامند و برى آن را بمصر عرايس النيل كويند
* ماهيت ان
كل نباتى است كه در غديرها و آبها ايستاده كه بهندى جهيل و تالاب نامند در ايام كرما كه موسم بارش آن ديار است بهم مىرسد ساق آن نرم و مجوف طولاني به قدر عمق آنها تا به دو قامت و برك آن عريض و بر سطح آب مفروش و كل آن بيرون از آب و الوان مىباشد سفيد و نيلي و سرخ ارغواني و بنفش زرد رنك نيز و ليكن زردرنك آن كمياب و سفيد آن كثير الوجود و بعد از ان نيلي و بعد از ان ارغواني و بهترين همه سفيد و نيلي است و بركهاى كل آن طولاني با قمعي سخت و در ميان آن زيرها و بعد ريختن كل آن ثمرى بقدرى سيبي مدور و در جوف آن تخمهاى كوچك سياه كه با لزوجت مىباشد بهم مىرسد و هندى آن مائل بسرخي و بيخ آن بعضى شبيه بزردك طولاني سياه و بعضى مدور و تلخ طعم خشبي و اين را بهندى سلكي نامند و بعضى مردم پخته مىخورند و بعضى كفتهاند نيلوفر برى نيز مىباشد
* طبيعت جميع اجزاى ان
در دوم سرد و تر و كل آن از همه الطف و از بنفشه در سردى و ترى زياده و بيخ آن كرم و خشك و تخم آن سرد و خشك و مراد از مطلق آن كل آن است و اكثر مستعمل و قوت آن تا بيك سال باقي مىماند
* افعال و خواص آن
مقوى دل و دماغ و مسكن حرارت آنها و تشنكي اعضاء الراس و الصدر بوئيدن كل آن مقوى دل و دماغ حار و منوم و مسكن صداع حار و خشكي دماغ و آشاميدن آن جهت امور مذكوره و سد نزله و خشونت سينه و سرفه حار و قروح ظاهرى و باطني حادث از ادويهء حاده است و چون تعديل آن با زعفران و دارچيني كرده باشند جهت تقويت دل و خفقان مؤثر و نكاهداشتن قدرى از بيخ آن در دهان محلل اورام حلق و رافع خناق مجرب و نطول كل آن بر سر مسكن حرارت آن اعضاء النفض و الحميات آشاميدن كل آن و بدستور بيخ آن حابس اسهال مزمن و قرحهء امعا و سيلان مني و منجمد كنندهء آن و مسكن شهوت باه و مانع احتلام خصوص با شربت خشخاش و يا جوارش عود شيرين و آشاميدن كل آن بتنهائي و يا با مطبوخات مناسبه و يا عرق آن جهت جدرى و حصبه و بعد از بروز نه قبل از ان جهت آنكه مانع بروز آنست و نيز مسكن حرارت قلب و كبد و حميات حارهء حاده است مضر مثانه مصلح آن نبات و عسل و مضر باه و مصلح آن لبوبات و عسل مقدار شربت از جرم آن تا سه درم و در مطبوخات تا هفت مثقال بدل آن بنفشه و با خلاف و يا خطمي سفيد و بيخ آن جهت اسهال مزمن و تحليل طحال و قروح امعا و سيلان مني و ضماد آن جهت درد معده و مقعده و مثانه و ورم طحال و مقعده الزينة ضماد بيخ آن با آب جهت بهق و برص خصوص بيخ سياه آن و با زفت و يا عسل جهت داء الثعلب و