تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 871

مساهمون:

ص٨٧١
عبارت از كشك كندم است كه كندم را خيسانيده تا به حد تعفن رسد و پوست آن منشق كردد كه چون بدست بمالند باساني از مغز آن جدا شود و مغز آن نرم پس كوبيده فشرده از صافي كذرانيده اثفال آن را دور نمايند و صافي آن را بكذارند تا ته‌نشين كردد و آب بالاى آن را بريزند و ته‌نشين را اقراص سازند و در آفتاب خشك كنند و استعمال نمايند بهترين آن سفيد تازه خالص غير متكرج و سياه آنست

* طبيعت آن

در آخر اول سرد و خشك و بعضى سرد و تر دانسته‌اند

* افعال و خواص ان

رادع و قابض و مغرى اعضاء العين مصلح ادويهء عين و مقوى آن و جهت تجفيف قروح آن و دفع جرب و منع ريختن مواد به چشم و اكتحال آن با شير زنان و يا سفيدهء بيضهء مرغ مسكن حرقت چشم و رمد و نرم كنندهء خشونت اجفان اعضاء الصدر و الغذاء و النفض آشاميدن مطبوخ آن با نبات و يا روغن بادام نيمكرم قاطع نفث الدم و خشونت حلق و سرفهء حار و درد سينه و سل و قطع خون بواسير و حيض و اسهال بطن بتخصيص كه بريان نموده با عدس پخته باشند كه قوت قبض و حبس آن زياده مىكردد و حريرهء آن مانع نزول نوازل به سينه و با پيه بز جهت سحج و رفع افراط عمل دواى مسهل و بايد كه يك وزن آن را با سه و يا چهار وزن آن آب خوب طبخ نمايند و احتقان آن جهت قرحهء امعا الاورام ضماد آن با سركه جهت خناق و اورام حاره الزينة طلاى آن با زعفران جهت كلف السموم طلاى آن با شراب جهت نهش افعى المضار قليل الغذا و اكثار آن مقلل مني و مسدد و دير هضم و كويند مولد سودا است مصلح آن شيرينيها و كرفس و قرنفل بدل آن برنج مغسول و غبار الرحى مقدار شربت آن از يك مثقال تا پانزده مثقال است

* نشاره *

بضم نون و فتح شين و الف و فتح راء مهمله و ها

* ماهيت ان

اسم اجزائى اسب كه از اخشاب بسوهان در حين سائيدن جدا كردد

* طبيعت ان

نشارهء هر چيز نسبت باصل آن كرم‌تر و خشك‌تر است مكر آنچه كرم خورده و تعفن يافته و پوسيده شده باشد كه يبس آن زياده بعضى كرم‌تر و بعضى اين را سرد دانسته‌اند

* افعال و خواص ان

همهء آن قابض و جالى الجروح و القروح نشاره چوب كرم خورده بوسيده شده خصوص از اشجار قابضه جالى و منقى زخمها و مدمل آنها و چون با مساوى آن انيسون با سركه خمير نموده در پارچهء كتان بسته بسوزانند پس سحق نموده بر قروح خبيثه و نملهء ساعيه و آكله بپاشند منع تعفن و سعى و اكل آنها نمايد و التيام دهد و نشارهء چوب صنوبر با حنا جهت جرب رطب و بخور و تدخين آن كريزانندهء هوام و كشندهء پشه و نشارهء عاج آشاميدن ربع درهم آن معين بر حمل است و خواص و منافع هريك بتفصيل در ذيل خشب آن جابجا مذكور شد

* نشف *

بتحريك نون و شين و فا اسم عربي است

* ماهيت ان

كويند بيخ مرجان است كه بسد نامند و كويند غير آن است و آن سنكى است سبك پر سوراخ شبيه بآشيان زنبور كه از سواحل درياى مخاوجده و نواح آن خيزد و در زير آب تكون مىيابد

* طبيعت ان

خشك‌تر از بسد

* افعال و خواص آن

قاطع خون و التيام دهندهء زخمها و ملحم آنها خصوصا با شب و در سائر افعال مانند بسد است *

* فصل النون مع العين المهملة *

* نعام *

بضم نون و فتح عين و الف و ميم به فارسى شترمرغ نامند

* ماهيت ان

مرغى است معروف عظيم الجثه كردن آن بلند شبيه بشتر و پاهاى آن شبيه بپاى كاو و ظلف آن مشقوق و رنك آن اغبر مائل بسفيدى و مانند طيور ديكر بسيار پرور نمىتواند نمود بلكه بعنوان جست‌وخيز است و بهترين آن بچهء آنست و چندان محتاج به آب نيست مكر آنكه آب را بيند بلكه استنشاق هوا آن را كفايت است

* طبيعت آن

بسيار كرم و خشك تا آخر سوم و تا چهارم نيز كفته‌اند

* افعال و خواص ان

كوشت آن محلل رياح و قاطع بلاغم اعضاء الراس و المفاصل و النفض خوردن كوشت آن رافع فالج و لقوه و خدر و اوجاع