بدل آن نيم وزن آن پوست پسته و به وزن آن زنجبيل و سدس آن سنبل الطليب است و به وزن آن زيرهء كرماني و ثلث وزن آن قسط بحرى نيز بعضي كفتهاند *
* نارنج *
بفتح نون و الف و راء مهمله و سكون نون و جيم معرب نارنك فارسى است و بهندى كرنا نامند
* ماهيت آن
ثمر درختى است عظيم و خوشمنظر و اندك خاردار و چوب آن صلب سفيد مائل بزردى برنك صندل ابيض نرم در ملمس و كمريشه و مستوى الاجزا و برك آن از برك ليمو بزركتر و از اترج كوچكتر و خشبو و كل آن سفيد اندك طولانى و بسيار خوشبو و اندك تند طعم و با تلخى كمى و ثمر آن در خامي سبز و مدور و بعد رسيدن زرد مائل بسرخي مىكردد مغز آن ترش آبدار و قاشقاش در پردها و تخم آن اندك طولاني شبيه بتخم اترج و از ان كوچكتر و تلخ و پوست ثمر آن نيز تلخ و بهترين آن بزرك باليدهء رنكين شاداب پوست نازك املس آنست و در كرمسيرات كثير الوجود در بعض بلاد ثمر آن هميشه مىباشد بر درخت از سال كذشته زرد سرخ رنك و از سال حال سبز نيمرس و هنكام شكوفهء آن بهار و پاييز است
* طبيعت پوست
زرد و شكوفهء آن كرم و خشك در دوم و ترشي آن در آخر دوم سرد و در اول خشك و بعضى در دوم نيز خشك كفتهاند و پوست و تخم آن در دوم سرد و خشك و خشكي آن زياده و سائر اجزاى آن كرم و خشك در دوم
* افعال و خواص ان
جميع اجزاى آن سواى ترشي از اترج بهتر اعضاء الصدر در ترشي آن لزوجتى است كه موافق نزلات سينه و سرفهء حار است خصوص كه با پوست از ميان دو پاره نموده و تخمهاى آن را براورده قدرى نبات كوبيده بران پاشيده بر آتش كذارند كه دو سه جوشي بخورد پس برداشته نيم كرم بمكند آب آن را صبح ناشتا اعضاء الغذاء آشاميدن آب آن با شكر مسهل صفرا و مسكن حدت آن و خون و مدر صفرا و رافع خمار و امراض حارهء صفراويه و بدستور شربت مطبوخ آن با شكر صافى و ضرر نارنج به اعصاب كمتر از سائر حموضات است و مضر عصب غير صحيح و اكثار آن مضعف جكر خصوص ناشتا مصلح آن شكر و عسل و پوست زرد آن مفرح آشاميدن يك درم و نيم آنكه خشك كرده باشند با آب جهت رفع قئ و غثيان و مغص و اخراج كرم شكم مجرب در يك ساعت و ضماد آن با سركه جهت درد سربارد و حار و ضماد پختهء مهراى آن بتمامه از پوست و مغز و تخم جهت جرب و حكه و جوششهاى سر و نرم كردن جلد بدن و موى بيعديل اعضاء النفض و السموم آشاميدن آب نقوع پوست و شكوفهء آن جهت عسر ولادت و سم عقرب و هوام سمى و بوئيدن پوست و برك آن مفرح و رافع طاعون و هواى وبائى و فساد هوا السموم تخم آن با ترياقيت دو درهم مقشر آن ترياق لسع هوام سمى و بدستور ريشهاى باريك درخت آن با شراب و بوئيدن نارنج رافع طاعون است و شكوفهء آن را بوئيدن مقوى دماغ و محلل زكام و عرق آنكه مسمى بماء القداح و به فارسى به عرق بهار است در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
مفرح و مقوى ارواح اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و النفض جهت رفع ضعف دماغ و تفريح و تفتيح سدهء مصفات و نزلات و درد سينه و خفقان و غشى و قولنج ريحى و تقويت اشتها و باه و رافع آروغ و رياح و مغص و مداومت آن هفت روز روزى دودو اوقيه با شكر و ربع درهم مرجان سوده جهت سپرز از مجربات و با آب كرفس جهت اخراج سنك كرده و مثانه و آشاميدن آن ناشتا جهت قطع اسهال رطوبى و حمول آن با پشم جهت ادرار طمث و اصلاح حال رحم و با شير ماديان جهت اعانت بر حمل از مجربات دانستهاند و اكثار بوئيدن آن مورث بيخوابي مصلح آن كلاب و هوا مضر آن و قوت آن در ظرف جستي و يا مسي تا هفت سال باقي مىماند و در شيشه تا يك سال و روغن آنكه پوست زرد آن را با شكوفه در روغن كنجد اندازند و سه هفته در آفتاب كذارند و هر هفته يك مرتبه تجديد پوست و كل نمايند پس استعمال