تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 848

مساهمون:

ص٨٤٨
سدد و قولنج و زحير و ضعف هاضمه خصوص در مبرودين و مرطوب المزاج و بلدان رطبه و باعث نزول آب در اعضا و خصيه بتخصيص چون آب بالاى آن بنوشند مصلح آن نمك بر بالاى آن خوردن و مرباى زنجبيل و عسل و شكر در بعض امزجهء بارده و سكنجبين بزورى و شكرى در حاره و خوردن آن ناشتا بسيار مضر و بالجمله در امزجهء حارهء يابسهء قويه و بلدان حاره يابسه موافق و نافع و مقوى و مفرح و مسمن و در ابدان باردهء رطبه و ضعيفه و بلدان رطبه مضر و محدث اكثر امراض مذكوره و امثال آنها و بيخ آن كرم و خشك آشاميدن آن دافع كرم شكم و اهل فلاحت نوشته جايى كه موز نباشد و خواهند كه بهم رسد بايد كه دانهء خرما را در قلاس كذاشته غرس نمايند و در موضع غرس سركين اسپ ريزند و تسقيه مىنموده باشند درخت موز بهم مىرسد

* موسلى *

بضم ميم و سكون واو و سين مهمله و كسر لام و يا لغت هندى است

* ماهيت آن

كويند بيخ سينبهل كوچك بكل نيامده است و آن بيخى است بسطبرى شقاقل مصرى و بسيار شبيه بدان و از ان بزركتر و دو نوع مىباشد سفيد و سياه و سفيد آن اقوى و مستعمل و بعضى سياه آن را انفع دانسته‌اند

* طبيعت ان

كرم و خشك تا دوم و با رطوبت فضليه

* افعال و خواص ان

آشاميدن سفوف آنكه بكارد چوبى ورق كرده در سايه خشك نموده كوفته آن را به قدر دو مثقال با نبات جهت ضيق النفس و تقويت باه و ازدياد مادهء مني و رفع بواسير و تحليل رياح آن و آشاميدن دو مثقال آن با زيرهء كرماني جهت يرقان و با زنجبيل بىريشه كه بهندى ستوا نامند جهت هيضهء بلغمي و اسهال و با آب پياز جهت قولنج ريحي و با آب فرنجمشك و يا آب برك تلسي كه نوعى از فرنجمشك است جهت تحليل رياح كرده و با برك پنجنكشت بالسويه جهت رفع ام الصبيان و با اطريفل جهت سيلان مني كه بهندى پرميو نامند و با نانخواه جهت سرفهء بارد و با دارفلفل جهت كزيدكي سك ديوانه و با كنجد جهت حمى ربع و غب و جدرى و با نمك سنك جهت تقويت اشتها و زيادتي آن و با آب كرم جهت درد شكم و با شير كاو و شكر جهت ازدياد منى و تقويت باه و فربه نمودن بدن و با روغن كنجد جهت زكام و نزله و رفع بلاغم مفيد است انفع و بهترين طرق استعمال آن آنست كه بيخ درخت دوسالهء سفيد آن را از زمين برآورند و ريشهاى باريك آن را دور كنند و بكارد چوبى ورق نموده و بسوزن چوبى سوراخ كرده بريسمان كشند و در سايه خشك نمايند پس سفوف كرده روزى يك تولهء آن را با يك توله نبات در نيم پيالهء آب كرم ريخته بقاشق چوبى برهم زنند تا لعاب آورد و تا چهل روز به اين دستور بياشامند و درين ايام از ترشي و بادى و جماع و اعراض نفسانيه و بدنيه و هواى سرد و آب بسيار سرد پرورده پرهيز نمايند جميع قواى حيوانيه و طبيعيه و نفسانيه را تقويت بخشد و پير را مانند جوان مىكرداند حكايت حكيم شرف الدين در مجربات خود كفته كه من شروع به خوردن اين دوا نمودم و پدر من جهت آنكه با زن خود مقاربت ننمايم مرا بر يك جانب و زوجهء مرا بجانب ديكر خود مىخوابانيد چون بيست روز از خوردن اين دوا كذشت از شدت قوت باه و شبق نتوانستم صبر نمود شبى پاى خود را از بالاى پدر دراز كرده زن خود را بر ان پا سوار نموده بدين طرف آوردم و با او مقاربت كرده باز بر پا سوار نموده بدان جانب فرستادم كه در بين پاى من لغزش نمود و اندك فرود آمد و پاى زن من بر شكم پدر رسيد از خواب بيدار شد كفت اى ظالم چرا تا چهل روز صبر نكردى كه اين لغزش و ضعف هم نمىماند

* مولسرى *

بضم ميم و سكون واو و لام و فتح سين و كسر راء مهملتين و يا لغت هندى است

* ماهيت ان

درختى است عظيم و شاخهاى آن انبوه و موزون و خوش منظر و در ملك هند و بنكاله و فرنك اكثير الوجود و در باغات و خانها غرس مىنمايند و برك آن متوسط در بزركي و كوچكي و اندك عريض و طولاني و املس و كل آن كوچك پهن مدور مشرف صندلى رنك و بسيار