تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥

* افعال و خواص آن

قريب بملح اندراني است الا مصنوع آنكه قوت اسهال و حدت آن زياده و مائل بتلخي است

* ملح طبرزد *

بفتح طاء مهمله و باء موحده و سكون راء مهمله و فتح زاى معجمه و دال مهمله

* ماهيت ان

نمك جبلي حجرى است بهترين آن سفيد صاف شفاف مسمى باندراني و لاهورى آنست

* طبيعت و افعال و خواص آن

در صدر ذكر يافت

* ملح المر *

بضم ميم و راء مهملهء مشدده بفارسي نمك تلخ و بهندى پادالون نامند

* ماهيت ان

نمكى است بسفيدى و سياهي و زردى مائل

* طبيعت آن

كرم و خشك تا چهارم

* افعال و خواص ان

در اندمال جراحات با صمغ عربي و روغن زيتون قويتر از سائر اقسام مقدار شربت آن كمتر از يك درم و كفته‌اند اين همان ملح نفطي است لا غير و نيز كفته‌اند كه مصنوع است معدنى نيست *

* ملح نفطي *

بكسر نون و سكون فا و كسر طاء مهمله و ياء نسبت

* ماهيت ان

از جملهء املاح معدنيه است سياه رنك بدبو با نفطيت و از بريان نمودن و سوختن به آتش نفطيت آن كم و زائل كشته سفيد مىكردد

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

قوت مسهله و مقيهء آن زياده از سائر املاح و در اخراج بلغم و سودا قويتر از سائر اقسام و چون با روغن كل سرخ طلا نمايند در رفع جرب و جوشش ابدان عجيب الفعل مقدار شربت آن تا يك درم حكيم مير عبد الحميد در حاشيهء تحفه نوشته كه آنچه معلوم شد ملح نفطي اكثر مصنوع از سنكي است مشهور بسجي كه قلا نامند و از سمت غازى پور مىآورند و در پتنه مشهور بعظيم‌آباد آن را مىسازند و به اطراف مىبرند و دستور صنعت آن آنست كه او لاقلا را مكلس مىنمايند پس كوفته در آب مىجوشانند و آن آب را منعقد مىسازند ملح نفطي حاصل مىكردد و يحتمل كه آن هم غير مصنوع و هم مصنوع باشد

* ملح هندى *

ماهيت آن نمكي است شفاف سرخرنك مائل بسياهي كه بنفسجى نامند و قطعهاى آن اندك بزرك و بهندى آن را سينده لون نامند

* طبيعت ان

در اول سوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

مسهل ماء اصفر و سودا و بلغم و محرك اشتها و محلل رياح و در سائر افعال مانند سائر اقسام مذكوره مقدار شربت آن تا يك درم و نيم است صنعت ملح مصنوع از اكثر نباتات و اوراق كه بهندى كهار نامند آنست كه كياه و يا هر برك نباتي را كه مىخواهند از ترب و نخود و تنباكو و برك موز و غيرها هر مقدار كه مىخواهند مىكيرند و خشك نموده مىسوزانند تا خاكستر كردد و خاكستر آن را در آب حل مىكنند و مىكذارند تا ته‌نشين كردد و آب صافى آن را بتمامى بجرعلقه در ظرف ديكر كه متصل بدان است كذاشته مىكيرند بدين نحو كه فتيله از پنبه و يا كرپاس پاكيزه ساخته و تر نموده يك سر آن را در ظرفى كه در ان آب خاكستر است مىكذارند و سر ديكر آن را در ظرف خالي تا تمام مائيت صافى آن در ظرف خالى آيد و باز در ان دردى خاكستر قدرى آب داخل مىنمايند و برهم مىزنند و مىكذارند تا ته‌نشين كردد و آب صافى آن را بدستور بجرعلقه مىكيرند و همچنين تا ديكر ملوحت در خاكستر نماند پس جميع آبهاى صافى را يك جا نموده باز بجرعلقه صاف نموده صافى را طبخ مىنمايند تا متحجر كردد و يا آنكه آب خاكستر را عرق مىكشند و عرق را بطبخ منعقد مىسازند و صنعت ملح اشجار كه قلي نيز و به فارسى قليا و كهلا و بهندى سجى نامند نيز بطور جرعلقه است و طبخ و خواص آن در قلى ذكر يافت و چون آن را در سركه حل نموده عقد نمايند و با نوشادر بسايند و بازاى هر سه درم آن يك عدد بيضهء مرغ بيفزايند و به آتش برشته كرده روغن آن را با فشردن بكيرند خورندهء كوشت زائد و منقي آنست و دستور احراق و حب ملح مسهل و حب ملح مسمى بحب حيات و عرق ملح و ملح سليمانى و پاچك و دهن و معجون آن در قرابادين كبير مذكور شد *

* ملح فرنكى *

نمكى است مصنوع مصاعد قلمها و قطعهاى بزرك و كوچك سفيد و شفاف كه از فرنك مىآورند طعم آن
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 845 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى