تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
با اندك شورى و بورقيت مسهل بلغم و سودا و ماء اصفر و حميات عفنهء مزمنه را نافع چون مقدار دو توله تا چهار توله آن را در آب كرم با عرق رازيانه حل نمايند و قدرى شكر داخل كرده بياشامند چند مجلس خوب عمل نمايد و اكر از ان اقوى خواهند دو توله تا چهار توله آن را بحسب قوت مزاج و حاجت با چهار توله شير خشت و چهار ماشه برك كل سرخ و شش ماشه رازيانه نيم كوفته شب در آب كرم بخيسانند و صبح صاف كرده نيم كرم نموده بياشامند و از براى اعانت عمل آن كاه كاه عرق رازيانه نيم كرم بياشامند

* فصل الميم مع النون *

* من *

بفتح ميم و نون مشدده

* ماهيت ان

اسم عربي مجموع شبنمى است كه بر اشجار و غير آن منعقد كردد و شيرين باشد مانند ترنجبين و كز انكبين و شيرخشت و امثال اينها و آنچه بر اشجار سمى منعقد كردد سم باشد مانند سكر العشر و آنچه بر نباتات قابضه نشيند قابض و آنچه بر مسهله مسهل و بالجمله از ادويهء مسهله است و هريك در اسم خود مذكور شدند *

* منج زراوشان *

بفتح ميم و سكون نون و جيم و فتح زاى معجمه و راء مهمله و الف و فتح واو و شين معجمه و الف و نون لغت فارسى است

* ماهيت آن

تخمى است شبيه بنانخواه و سرخ و باليده‌تر از ان و نزد بعضى تخم خيرى برى است *

* فصل الميم مع الواو *

* مو *

بضم ميم و واو و بفتح ميم و تشديد واو نيز آمده و بيوناني ميوه و بعضى ميطيقون و بفارسي ريشاوالا نامند

* ماهيت ان

بيخ نباتي است ساق آن شبيه بشبت و از ان غليظتر و به قدر دو ذرع و برك آن مانند برك آن و بيخ آن متفرق و باريك و بلند و بعضى معوج و بعضى مستقيم و خوش‌بو و برنك غاريقون و مائل بزردى و اندك تلخي و حدت كه زبان را اندك بكزد و كرم كند در خائيدن منبت آن بيشتر مقدونيا است بهترين آن سفيد روشن پاك آنست و استعمال آن بدون آنكه آن را مخلل نمايند جائز نيست و دستور مخلل نمودن آنست كه در سركه اندازند و چند روز بكذارند پس برآورده خشك نموده اقراص ساخته به كار برند و انطاكى ريشهء سنبل جبلى دانسته و قوت آن تا دو سال باقى مىماند

* طبيعت آن

در دوم كرم و در سوم خشك و در سوم نيز كرم و خشك كفته‌اند و با رطوبت نافخه

* افعال و خواص آن

قابض و مسخن و ملطف و مفتح و منوم اعضاء الراس و العصب و الصدر و الغذاء و النفض آشاميدن بيخ آن جهت سد نزلات و منع ريختن آنها به سينه و تصفيهء آواز و امراض عصب و مفاصل و اوجاع آنها و ضعف معده و جكر و طحال و كرده و مثانه و تحليل رياح و نفخ معده و كبد و رحم و تسكين صعود بخارات بدماغ و مغص و درد كرده و مثانه از اجتماع فضول و رافع بدبوئى ابخره و بلاغم و لزوجات معده و مدر بول و حيض و منضج منى و مقوى و محرك باه و جلوس در طبيخ آن جهت عسر البول و احتباس آن و حيض مفيد المضار مصدع مصلح آن خيسانيدن آنست در سركه چنانچه ذكر يافت و مضر سپرز مصلح آن تخم كرفس و عسل مقدار شربت آن تا دو مثقال بدل آن نيم وزن آن سنبل الطيب و نيم وزن آن جوزبوا و كويند بدل آن فطر اساليون است به وزن آن و كويند بدل آن فلفل سياه و كويند افسنتين است *

* موز *

بفتح ميم و سكون واو و زاى معجمه لغت عربي است و نيز بعربي طلع و بهندى كيله نامند

* ماهيت ان

ثمر درختى است هندى در بنكاله و دكهن كثير الوجود و در سواحل اكثر بلاد عربستان و يمن و عمان و بصره و بنادر ايران نيز قليلى يافت مىشود و كفته‌اند شيريني و لطافت آنها زياده از بنكالي است و اصناف مىباشد و هريك بنامى مشهور در هر بلدى خصوص در بنكاله و درخت آن به دو سه قامت و بركهاى آن عريض و طولاني تا به دو ذرع و از تنهء آن مىرويد و تنهء آن پرده‌پرده و با رطوبت بسيار و در جوف آن مغرى كه بهندى كنجيال نامند و آن را ورق‌ورق كرده با ماهي يا تنها پخته مانند بقول و اصول