تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
بيخ نباتى است هندى مشهور بتال مكهانه و در هند و بنكاله در غديرها كه تالاب نامند در ميان آن بسيار بهم مىرسد و كل و برك آن شبيه بكل و برك نيلوفر و بعد از كمي آب كه بيخ آن را به قدر چغندر متوسطي و پوست آن سياه خشن و در جوف آن خانها و در هر خانه تخمى مائل بتدوير و با پوست سياه رنك اندك صلب و مغز آن سفيد اندك شيرين و قليلى لزوجت و كريه الطعم و آن را برآورده مىخورند در خامي و نازكى و پختهء خشك آن را بريان نموده نيز مىخورند

* طبيعت ان

كرم و تر

* افعال و خواص ان

تازهء آن مقوى بدن و باه و زياده كنندهء منى در مبرودين مضر محرورين و خشك بريان كردهء آن با غذائيت و حابس اسهال است

* فصل الميم مع اللام *

* ملح *

بكسر ميم و سكون لام و حا بفارسي نمك و بتركي دوز و بهندى لون نامند

* ماهيت ان

جسمي سفيد است كه در آب كداخته مىكردد و داخل كل اطعمه كرده مىشود مكر در حلويات و آن اقسام مىباشد از معدني و غير معدني و معدني آن حجرى و غير حجرى است حجرى آن رطوبتي است كه از شكافهاى بعضى كوهها و مغارها و قعر آنها تراوش نموده منعقد و متحجر مىكردد و بهترين آن سفيد صلب صاف شفاف است كه اندراني نامند و نمك لاهورى نيز از ان قبيل است و نيز از ان قبيل است آبى كه از بعض اراضي مىجوشد و يا بعنوان ترشح از ركهاى زمين تراوش مىنمايد و ما دام كه در جاى خود است غير منجمد و متحجر نيست چون از انجا حركت دهند و بجاى ديكر برند مانند آنكه قريب آنجا حوضي كنند و آن آب را در ان بندند و چون زماني بران بكذرد و هواى سرد بر ان وزد منجمد و متحجر كردد مانند ملح هرموزى و سانبهر و امثال اينها و ليكن اينها بسفيدى و صفائي و شفافى لاهورى و انداراني نيستند و نمك سانبهر اندك سرخرنك است و غير حجرى آن آب بعض چشمهاى بعض اماكن است و آن را درياى نمك نامند كه بسبب تابش آفتاب و تاثير كواكب ديكر اطراف آن انجماد مىيابد و مانند قند مىباشد در انجماد و صلابت و وسط آن غير منجمد مائع است و هرچه در ان افتد بمرور ايام بسبب حرارت و حدت مستحيل بنمك مىكردد و هريك از انواع املاح را بنامى مخصوص دارند چنانچه اكثرى مذكور خواهد شد و حجرى آن در آب ديرتر كداخته مىكردد از غير حجرى و مسموع كشته كه در حدود كوهستان شرقي بلاد پنجاب ما بين مضاف نكركوتهه معمورهء است كه طى الدوام در ان مكان آتش از زمين آن ملتهب است و آن مكان معروف نزد هنود بجولامكهي است و بر در آن چشمهء چند است مسطح كه آب آنها شور مانند نمك كداخته در آب است و مردم آن را در مطبوخات استعمال مىنمايند و اكثر هنود آن را تبركا به جاهاى دور مىبرند و در سالى يك مرتبه براى زيارت و پرستش از اطراف بعيده در انجا جمع مىكردند و آن در كوه در مواضع مسطحي واقع است و در انجا عمارتي ساخته‌اند و شنيده شد كه پادشاه اورنك زيب عالم‌كير كه پاس شرع بسيار منظور داشت تابهء آهني بسيار سنكين و كلان و ضخيم طيار كرده بالاى آن موضع كذاشته بود كه برآمدن آتش مسدود شود ليكن شعلهء آتش تابه را سوراخ كرده برآمد و هرچند سعي وجد و جهد نمود موقوف نكرديده قدرت كاملهء حق سبحانه جلشانه براى عبرت شمهء از آتش جهنم شعلهء تند سوزان براى ديدن مخلوقات آفريده ليكن كفار برعكس آن كرامات تصور نموده مىپرستند و نيز در كوهستان سمت مغرب آن نمكى كبودرنك صلب متحجر اندك تلخ و تند كه بهندى كومه نامند بهم مىرسد آن را نيز نرم سوده در آب حل كرده استعمال مىنمايند و اين با تلخى است چنانچه ذكر يافت

* طبيعت ان

در دوم كرم و در سوم خشك كفته‌اند و جهت مبرودين و هضم غذا و رفع ثقل معده مفيد و مفتح سدهء كبد و طحال و كشندهء كرم معده و امعا و جشا آورد و رياح را دفع نمايد مضر محرورين و كرده و مثانه و اسهال آورد و مني را رقيق كرداند مصلح آن با روغن تازهء كاو و كاوميش و بز استعمال نمودن