تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 838

مساهمون:

ص٨٣٨

* * فصل الميم مع الضاد المعجمة * *

* مض *

بفتح ميم و ضاد معجمه لغت عربي است

* ماهيت ان

رمان برى است و كويند ثمر آن حب القلقل است حكيم مير عبد الحميد در حاشيهء تحفه نوشته كه در حوالى كوركه‌پور از صوبهء اوده و از بلاد هند كثير الوجود است و سه چهار برك از زمين برآمده كل مىكند كلى مانند كل انار و برك آن شبيه ببرك كاسني و اصلا چوب ندارد و انار آن به قدر انار وسطي و بر روى زمين مىرسد و طعم آن شيرين و خستهء آن بزرك

* افعال و خواص ان

ضماد بيخ آن با مساوى آن صبر سقوطرى و طين ارمني جهت وجع ضربه و سقطه در دو سه دفعه رفع الم آن مىكند و مجرب است *

* * فصل الميم مع الغين المعجمة * *

* مغاث *

بضم ميم و فتح غين معجمه و الف و ثاء مثلثه لغت عربي است

* ماهيت ان

بيخى است دراز و سطبر و پوست آن سياه مائل بسرخي و مغز آن مائل بسفيدى و زردى و بهترين آن خوش‌بو تلخ مائل بشيريني آنست و از جبال كرخ و نواح ان خيزد و دو نوع مىباشد بغدادى و هندى برك بغدادى با خشونت و عريض مانند برك ترب و كل آن سفيد و تخم آن مانند حب السمنه و آن را قلقل نامند و لهذا بعضى شبه نموده‌اند كه آن بيخ رمان برى است كه حب القلقل ثمر آنست و بعضى كفته‌اند كه نوعى از سورنجان است و اصل آنست كه غير آن هر دو است و قوت آن تا هفت سال باقي مىماند و انطاكي نوشته كه نوعى از آن را از عبادان و نواح شام مىآورند و ان در مصر مستعمل و ضعيف الفعل و هندى آن را درخت بسيار بزرك و برك آن كوچك قريب ببرك سيب و ثمر آن فى الجمله شبيه به سپستان و با لعابى چسپنده و سياه و تلخ و آن را بهندى ميد الكرى نامند و بعربي كلز و در حرف الكاف مذكور شد

* طبيعت ان

در دوم كرم و در اول خشك و بعضى مائل بحرارت كفته‌اند

* افعال و خواص آن

محلل و قابض و مقوى اعصاب و اعضاى مسترخيه و سست شده و مسمن بدن اعضاء الراس و الات المفاصل و الصدر و النفض آشاميدن آن با سكنجبين جهت صرع و جنون و دفع خلط سوداوى و با عسل جهت امراض بلغمي و درد كمر و مفاصل و عرق النسا و نقرس و تشنج و ضعف عصب و استرخاى آن و شكستكي استخوان و التواى اعصاب و تحليل صلابت آنها و صلابت حلق و رئه و رحم و تنقيهء سينه و رئه و كرفتكى آواز و تحريك باه و بدستور ضماد آن با كل ارمني جهت جبر كسر و وثى و ضربه و سقطه و التواى عصب و تحليل و تليين صلابت آنها و دشيذ و اورام حلق و رحم و همچنين با سركه الزينة مداومت آشاميدن آن با عناب و كثيرا جهت تسمين بدن و تخم آن در تحريك و تقويت باه قويتر از سائر اشيا مضر مثانه مصلح آن عسل مقدار شربت آن دو درم بدل آن سورنجان و عاقر قرحا و در ضمادات قلت است *

* مغره *

بفتح ميم و غين و راء مهمله و ها و آن را طين مغر نيز نامند لغت عربي است بيوناني ميلطوس و بهندى كيرو نامند

* ماهيت ان

خاكي است سرخ تيره و مائل بزردى و با غرويت كويند كه از روم آورند و در هند و بنكاله بسيار و بيشتر از راج محل مىآورند دو نوع مىباشد يكى سرخ تيره خالص و اين را بهندى سون‌كيرو نامند و دوم كمرنك ناصاف و اين را كيرو مطلق و اين بخوبي آن نيست و نزد بعضى مغره بهتر از طين مختوم است و بهترين آن آنست كه چون در آب اندازند منتفخ كردد و زياده شود در حجم و صافى باشد

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك

* افعال و خواص ان

قابض و مجفف و حابس و رادع اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن آن جهت اوجاع كبد و حبس بطن و قتل ديدان و حب القرع و حبس نزف الدم جميع اعضا و حيض و با زردهء تخم نيم‌برشت و آب بارتنك جهت قرحهء امعا و مثانه و بواسير و رحم و تسكين حرارت