تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
اعضا و حقنهء آن جهت قرحهء امعا و جريان خون از انها و با آب برك بارتنك در قبل جهت حبس حيض الزينة آشاميدن آن با شكر جهت فربه نمودن بدن و طلاى آن با روغن كنجد جهت نرمي بشره و براقي آن و چون دست را بدان خضاب نمايند و آن را شسته حنا بندند كفته‌اند تا بيست روز رنك حنا مىماند الاورام و البثور و القروح و الجروح طلاى آن با سركه جهت حمره و نمله و اورام حاره و سوختكي آتش و زخمها و طلاى آن با بابچي و كبريت و بيخ خرزهره كه با آب زنجبيل تازه تا مدتى سحق و صلابه نموده باشند اقلا تا پنج روز و حبوب ساخته هركاه خواهند يك حب آن را با آب زنجبيل تازه سوده بر برص طلا نمايند در چند مرتبه بعون اللّه تعالى زائل مىكردد اكر زائل شدني است و تازه و قليل المقدار است المضار اكثار آن مسدد و مضر امعا و بواطن مصلح آن شيرينيها مقدار شربت آن تا دو درم بدل آن به وزن آن كل ارمني و ربع آن كثيرا است *

* مغنيسا *

بفتح ميم و سكون غين و كسر نون و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح سين مهمله و الف اسم نبطي است

* ماهيت ان

سنكى است قريب بمرقشيشا و بفارسي رنك كاسه نامند و كاسه كران ظروف را به آن رنك مىكنند و شيشه كران نيز بعد از آنكه سنك شيشه را كداخته آن را كوبيده بران مىپاشند صافى مىكردد و آن حديدى و فضي و ذهبي و نحاسي مىباشد و كفته‌اند انواع آن پنج است و از اكثر آن سرب حاصل مىكردد يكى سياه دوم مائل بسياهي و سوم سرخ و چهارم سفيد و پنجم بيرون آن زرد و اندرون آن سرخ و محمد بن زكريا دو نوع كفته يكى را اشهبا نامند و اين انثى و با نرمي مىباشد و ديكرى سرخ مائل بسياهى و حديدى و اين را ذكر و بقول اكثرى حديدى آن سياه و فضي سفيد و ذهبي زرد و نحاسي سرخ و در جميع اقسام آن نقطهاى سفيد و چشمها ظاهر مىباشد و قدرى درخشنده و كدازندهء شيشه صاف كنندهء آن و آن را قابل رنك كرفتن مىسازد و با آهن نيز همان فعل مىنمايد

* طبيعت ان

در دوم سرد و در سوم خشك

* افعال و خواص ان

جالي و قابض اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن آن مقوى معده و منقي رطوبات و رافع حصاة و عسر البول الزينة و القروح و الجروح طلاى آن با سركه و عسل رفع كلف و قلع الاثار و در ازالهء چرك و روغن و امثال آن غريب الفعل و ذرور آن التيام دهندهء جراحات مضر دل مصلح آن عسل مقدار شربت آن نيم درم بدل آن مرقشيشا است *

* فصل الميم مع القاف *

* مقل *

بضم ميم و سكون قاف و لام بسرياني مقلا و برومي بذالبون و بعربي قفر و كور و به فارسى بوى جهودان براى آنكه يهودان آن را بسيار بخمر مىنمايند و بهندى كوكل نامند به دو كاف عجمي اول مضموم و بعد از ان واو ساكن و كاف دوم مكسور و در آخر لام

* ماهيت آن

صمغ درختى است به قدر درخت كندر و بسيار عظيم و در سواحل بحر عمان و شنجر و بلاد هند كثير الوجود و انواع مىباشد و همه تلخ آنچه صمغ آن مائل بسرخي و تلخي است مقل ازرق نامند و آنچه مائل بزردى مقل اليهود و مائل به تيركي و كثافت و سياهي و نرمي در ملمس را صقالبي و آنچه از نواح يمن خيزد و بادنجانى رنك مىباشد مقل عربي كويند و بهترين آن صافى خالص براق لزج چسپنده نرم خوشبوى زرد مائل بتلخي آنست كه چون در آتش اندازند بوى غار از ان آيد و در آب زود كداخته شود و آميخته به چوب و خاشاك و رمل و خاك و غيرها نباشد و آنچه بخلاف آن اوصاف باشد زبون و قوت آن تا بيست سال باقى مىماند و چون كهنه شود تلخى آن زياده و هرچند كهنه‌تر كردد ميل بتيركى مىنمايد و نرمي آن مبدل بخشكي و سختي مىكردد خصوصا عربي آن و مغشوش بمر مىنمايند و فرق بلزوجت مقل و براقى است بخلاف مغشوش

* طبيعت ان

در اول سوم كرم و در دوم خشك و شيخ الرئيس در دوم كرم و بعضي تر دانسته‌اند و اين اصلي ندارد

* افعال و خواص آن

جالي و محلل و ملين و با قوت ترياقيت اعضاء الصدر و الغذاء و النفض و آلات المفاصل جهت