تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
با شراب جهت يرقان سدى و تحليل رياح غليظه و زحير و مغص و ادرار بول و طلاى آن جهت انقلاب رحم و ورم بواسير بىنظير و بعضى مضر كرده كفته‌اند مصلح آن عسل مقدار شربت آن تا نيم مثقال بدل آن به وزن آن زردچوبه و نصف آن مر الزينة طلاى آن با عسل و با سركه جهت برص ناخن و كلف و برش و جرب و رفع آثار جلد نافع است

* ماهودانه *

بفتح ميم و الف و ضم ها و سكون واو و فتح دال مهمله و الف و نون و ها اسم فارسى است بمعنى قائم بالذات يعني در اسهال بتنهائي بىمعاونت دوائي ديكر كافى است

* ماهيت ان

نباتى است شيردار و آن را اهل مشرق حب الملوك نامند و غير حب السلاطين مسمى بدند است ساق نبات آن به قدر ذرعى و بسطبرى انكشتى و بركهاى ساق آن دراز شبيه ببرك بادام و بركهاى شعبهاى آن ريزه مائل بتدوير شبيه ببرك زراوند طويل و كل آن زرد و ثمر آن در غلافى مخروط شبيه بخيار كبير و در جوف آن سه دانه متفرق از هم و هريك در غلافى ديكر و دانهء آن از دانهء كرسنه بزركتر و پوست آن اغبر و مائل بسرخى و مغز آن سفيد و شيرين و چوب و بيخ آن باريك و قوت آن تا دو سال باقي مىماند كويند منبت آن بلاد هند و عراق است و كويند دانهء آن شبيه بماش است و بزركتر از ان و در غلافى شبيه بلوبيا

* طبيعت شير آن

در سوم كرم و خشك و برك و دانهء آن در آخر دوم

* افعال و خواص آن

آشاميدن آب برك مطبوخ آن با خروس سال خورده مسهل و محلل قولنج و مدر بول و جهت درد مفاصل و نقرس و عرق النسا و بلع دانهء آن از سه دانه تا هشت دانه مسهل و آشاميدن كوبيدهء حب بستهء آن با آب سرد در اسهال قويتر و مخرج بلغم غليظ و محرق بلغم خام و مرار سوداوى و كيموس مائي زياده از درست بلع نمودن آن مقدار شربت آن از حب آن سه عدد تا هشت عدد و از برك آن تا دو درهم و زياده بر ان غير مجوز و آشاميدن آب سرد معين عمل آنست مضر رئه و معده و مصلح آن انيسون مضر سفل مصلح آن كثيرا و كفته‌اند چون ماهودانه مفقود است بالفعل بجاى آن حب السلاطين مستعمل و بعضى برك آن را بتنهائي و يا با ادويهء مناسبه پخته مىخورند اسهال مىنمايد و به جهت اوجاع مفاصل و عرق النسا و نقرس و استسقا و قولنج نافع و با مرق خروس سال خورده پر ريخته جهت قولنج و ادرار بول و لبن آن نيز مسهل است و بدل آن نيم وزن آن دند و به وزن آن حب الخروع و يك وزن و نيم آن حب النيل است

* ماهيزهرج *

بفتح ميم و الف و كسر ها و ياء مثناة تحتانيه و فتح راء مهمله و جيم معرب از ماهى زهرهء فارسى است بمعنى سم سمكا جهت آنكه كشندهء ماهي است

* ماهيت ان

نوعى از فلوس است كه بتركي سقوبروئ نامند و نزد اكثر اطبا پوست كياهى است شيردار شبيه بشبرم ساق آن زياده بر ذرعى و برك آن مفروش بر روى زمين و كل آن زرد و در آخر ساق آن از جوانب آن رسته بهيئت سرو و پوست ساق آن مائل بزردى و با اندك حدت شبيه بحدت پوست بيخ كبر و مستعمل همين است نه سائر اجزاى آن و قوت آن تا سه سال باقي مىماند و بهترين آن پوستهاى باريك زردرنك تازهء آن با اندك حدت و تندى آنست

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

مسهل قوى اقسام بلغم و اخلاط غليظه و محلل رياح و جهت اوجاع مفاصل و نقرس و عرق النسا نافع جهت آنكه مخرج اخلاط غليظه است از عروق و مفاصل و از براى مبرودين و مرطوبين بلغمى مزاج و قوى كثير النفع مضر امعا مصلح آن كثيرا و نشاسته و انيسون و با روغن بادام چرب نمودن مقدار شربت از جرم آن با شكر تا يك مثقال و در مطبوخ تا سه درهم جهت استسقا و تحليل اورام بلغمي و ريحى و چون آن را كوبيده در آبى كه در ان ماهي باشد اندازند ماهيان بيحس كشته بر روى آب آيند و بميرند و كويند ماهيان