تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
كرم معده و امعا با ادويهء مسهلهء مناسبه و مصلحهء هريك ضم نموده بياشامند و ضماد آن با سركه جهت تحليل ورم طحال السموم آشاميدن آن با شراب جهت نهش هوام مقدار شربت آن از شش قيراط تا نيم درهم بدل آن سه وزن آن ايرسا و دو دانك وزن آن مقل اليهود الجروح و القروح ضماد جميع اصناف آن با عسل جهت تنقيهء چرك قروح و سخه و قلع خشك‌ريشه و تجفيف جرب رطب بسبب جوهر اكال محلل مجفف آن و با موم روغن جهت جرب متقرح الزينة طلاى برك آن جهت بهق و قوبا و نمش به تنهائى و يا با كبريت نافع المضار مضر محرورين و اطفال و ضعفا و در فصل كرما و بلدان حارهء يابسه و بدون تدبير و مصلح بغايت مضر جكر و مقى و مورث كرب و غم و دو درهم از غير مدبر آن خصوصا زرد و سياه آن قتال بقئ و اسهال و كرب و غشي تدبير آن قئ فرمودن بشير كاو تازه دوشيده مكرر با جلاب و ميبه خوش‌بو و آب سرد بر بدن ريختن و بعد از ان مرقهاى چرب آشاميدن و مبردات قوى و مثروديطوس و ترياق طين مختوم بهترين مداواى آنست و چون با آرد جو و زيت و آب سرشته بموش و سك و خوك بخورانند بميرند و شير درخت آن در چهارم كرم و خشك و سمي قتال و از داخل غير مستعمل و طلاى آن جالى بهق و برص و جوارش و دوا و حبوب و روغن و سكنجبين و سفوف و اقراص و معاجين برك آن در قرابادين كبير مذكور شد

* ماس *

بفتح ميم و الف و سين مهمله اسم فارسى الماس است و بهندى هيرا نامند

* ماهيت ان

از احجار نفيسه و صلب‌ترين و خشك‌ترين احجار است و الوان مىباشد از سفيد و زرد و سياه و سرخ و سياه كمرنك كه بهندى تيليا نامند و سفيد آن كثير الوجود و زرد و سرخ و سياه سبز كمرنك و يكرنك خالص هريك ازينها كمياب و تيليا و داغدار سفيد آن معيوب و داغدار يداغ سرخ آن را بديمن مىدانند و بهترين همه سفيد يكرنك شفاف براق بزرك قطعهء آنست و همچنين الوان ديكر آنكه يكرنك و صاف باشند و معدن آن ملك دكهن حوالى كلكنده و جهنه پنه است طريق اخذ آن آنست كه زمين را حفر نموده خاك آن را برآورده بر زمين مىپاشند و بران آب ريخته در وقت ارتفاع آفتاب از كنارى بران نظر مىكنند هر جا كه برقى به نظر درآيد آن را نشان كرده رفته برميدارند و همچنين باز زير و رو كرده بران آب پاشيده بدستور در آفتاب بران نظر مىكنند و در ابتدا قبل از حكاكى برق بسيارى و صفا چندانى ندارد و حسن و قبح آن خوب ظاهر نيست و بعد از حكاكى حسن و قبح آن ظاهر مىكردد و در برازيل از جزائر ارض جديد جنوبى نيز بهم مىرسد و ليكن به خوبى و سفيدى و شفافى و صلبي دكهنى نيست و الماس را بالماس سياه سوده با لاك كرم كرده سرشته چرخى ساخته بجاى سنك سنباده در حكاكي احجار ديكر حكاكي مىنمايند و قطعهاى آن مانند طلق و زرنيخ و رقي ورق ورق بر روى هم چسپيده غير محسوس مىباشد بعضي از ان قابل جدا كشتن اوراق از هم است و بعضى نه و كسانى كه عارف بدانند آن را كه قابل است از هم جدا مىنمايند و آنچه مشهور است كه از سرب آن را مىتراشند و حكاكي مىنمايند اصلي ندارد و هريك از الوان آن را بنامي مخصوص خوانند مانند آنكه آنچه شبيه برنك نوشادر است و شفاف نوشادرى و سفيد شبيه برنك نقره را قبرسى و آنچه سفيدى رنك آن از نوشادرى كمتر و قطعهاى آن بزرك آن را ماقدونى نامند و زيتى نيز و اين را بعضى بهترين همه مىدانند و آنچه برنك آهن است حديدى و احجار ديكر و آلات حديدى هيچ‌يك در ان اثر نمىكند و آتش نيز مكر بدشوارى بسيار و اهل هند آن را مكلس مىسازند به نحوى خاص و مكلس آن را بسيار نافع مىدانند جهت امراض مزمنهء صعبه

* طبيعت آن

در چهارم سرد و خشك و بعضي كرم دانسته‌اند

* افعال و خواص ان

تعليق آن مقوى دل و رافع خوف و فزع و باعث سرعت ولادت و غلبه بر خصم و مسدس شكل آن مانع صرع و سنون آن جالى دندان و خطرناك و اجتناب از ان اولى و كذاشتن آن بر دندان باعث تفتيت آن بدون