المضار اقسام لبلاب مضر عصب و سر و مثانه مصلح آن نبات و مانع حمل و قاطع حيض مقدار شربت از آب آن از يك اوقيه تا سي درم با نبات بىآنكه بجوشانند و لبلاب صغير
* طبيعت ان
قريب بكبير و مركب القوى
* افعال و خواص ان
محلل و قابض و مسهل مرهء صفرا بسبب لزوجتى كه دارد و اسلم از سائر اقسام اعضا الصدر و غيرها رافع اقسام سرفه كه با يبوست طبع باشد و قولنج حار و با خيارشنبر محلل ورم احشا و تفتيح سدد و اكثر تپها اعضاء المفاصل و الاورام محلل اورام مفاصل و غيرها مقدار شربت از آب آن تا نيم رطل با بيست درم نبات بدل آن آب برك خطمى و خبازى است *
* لبن *
بفتح لام و با و نون لغت عربى است به فارسى شير و بتركى سود و بهندى دودهه نامند
* ماهيت ان
معروف است و آن مركب از سه جزو است مائيت و دهنيت و جبنيت و بحسب غلبهء هريك بر ديكرى طبيعت آن در حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و اعتدال مختلف مىكردد و در خاصيت و افعال نيز و شير هر حيوانى بانفراده جداجدا ان شاء اللّه تعالى مذكور مىشود و بعد ازين امور مشتركه در اينجا بالاجمال بيان مىيابد و هر حيوانى كه مدت حمل و ولادت آن قريب به مدت حمل و ولادت انسان باشد انسب بتغذيه است از غير آن پس شير كاو كه مدت حمل آن نيز نه ماه است انسب براى تغذيهء اطفال و غير ايشان از شير حيوانات ديكر و مائل باعتدال است در امور و كيفيات مذكوره و بعد از ان شير بز و كوسفند و آهو و شير شتر بعد از انها و بعضى شير بز را بهتر از شير كاو دانسته و كفتهاند اعدل و اغذيه آنست و شير الاغ و اسپ و شتر و كورخر و خوك و غيرها براى تداوى اقوىاند از حيوانات مذكوره و آنها براى تغذيه و همچنين بحسب تعليف و سن و فربهي و لاغرى و رنك حيوان و سحنهء آن از صلابت و رخاوت و فصل و بلد و غيرها مختلف مىباشد چه هركاه تعليف بعلفهاى تر و تازه و ايام ربيع و بارش باشد ارطب از علفهاى خشك و ايام كرما و خشكي مىباشد و بمسكرات و مخدرات مانند بنك و خشخاش و كاهو و امثال اينها نمايند شير آن نيز مسكر و مخدر خواهد بود از ادويهء ملينه ملين و از مسهله مسهل و همچنين از قابضه و مسخنه و مبروده و مرطبه و لطيفه و كثيفه و غليظه و غيرها آثار آن نيز متبدل مىكردد و شير حيوان سفيد زودتر منحدر مىكردد از غير آن
* طبيعت اجزاى ان
* ماهيت ان
در دوم سرد و تر و دهنيت و دسومت آن در اول كرم و خشك و جبنيت آن در اول سرد و خشك و شير تازهء دوشيده كرم با حرارت لطيفه و سريع النفوذ و الانحدار بخلاف سرد آنكه در سرد شدن حرارت لطيفهء آن بتحليل مىرود پس بايد كه چون خواهند بنوشند كرم نموده بنوشند تا موجب سرعت نفوذ آن كردد و از مطلق آن بدون قيدى مراد شير كاو است و موافقترين اغذيه است در مزاج اطفال بعد شير زنان و در غير اطفال در طبيعت و مزاج شخص كه موافقت نمايد و بعد از ان كوشت و تخممرغ نيم برشت و هرچه جبنيت بران غالب باشد مسدد و ثقيل و هرچه مائيت بران غالب مدر و مفتح و خفيف و هرچه دهنيت و دسومت مسخن و مثقل و قبل از انقضاى چهل يوم از ولادت آن در زمستان بسبب غلظت و قريب بولادت را بسبب غلبهء مائيت نيز استعمال جائز نيست و در آخر فصل بهار تا اواسط تابستان استعمال آن اولى و بهترين البان شير تازهء دوشيدهء حيوان جوان فربه صحيح المزاج معتدل القوام سفيد خالي از طعم و رائحهء غريب جيد المرعى است المضار اكثار آن مورث تپها و توليد شپش و قروح و جرب و حكه و وضح و اورام رديه و دماميل و ماشرا و امثال اينها و مطلقا خواه قليل و خواه كثير جهت اصحاب اورام باطنيه مضر و جهت اعصاب و امراض عصبانيه خصوصا بلغميه نيز هر روز پى هم خوردن آن مضر و به جهت دسومت سريع الاستحاله بدخانيت و صفرا و خلط غالب و فساد و در اماكن حاره و معدهء ضعيفه باعث مضرت و موافق سوداوى مزاجان و يابس و معتادين با افيون و مقدار قليل آن در اغذيه و كثير آن در تليين و اسهال اقوى و جمع آن با شئ حامض و مالح